وَمَا وَجَدۡنَا لِأَكۡثَرِهِم مِّنۡ عَهۡدٍ وَإِن وَجَدۡنَآ أَكۡثَرَهُمۡ لَفَـٰسِقِينَ
102
وَمَا وَجَدۡنَا لِأَكۡثَرِهِم مِّنۡ عَهۡدٍ وَإِن وَجَدۡنَآ أَكۡثَرَهُمۡ لَفَـٰسِقِينَ
102
خداوند از طریق فطرت و پیامبران، حقایقى را براى انسانها روشن ساخته تا نسبت به آنها تسلیم و تعهّد داشته باشند، ولى همواره گروهى از مردم نداى فطرت و انبیا را از یاد برده و از مدار حقّ خارج و فاسق شدهاند.
امام كاظم علیه السلام فرمود: «اذا جاء الیقین لم یجز الشك» هنگامى كه نسبت به امرى یقین حاصل شد، دیگر شك و تردید موجّه نیست، سپس این آیه را تلاوت فرمود. 198 شاید مراد حدیث این باشد كه اگر كسى حقّ را از روى برهان شناخت، ولى به خاطر هواى نفس در آن تشكیك كرد، مصداق آیهى فوق شده و عهدشكن است.
خداوند در قرآن، وفاداران را ستوده و پیمانشكنان را نكوهش كرده است. وفاداران را با القاب: «مؤمنون» 199 ، «متّقین» 200 ، «اولوا الالباب» 201 و «ابرار» 202 ، ستایش نموده است، امّا در نكوهش پیمان شكنان، اوصافى چون: «فاسقین» 203 ، «كافرین» 204 ، «مشركین» 205 ، «خاسرون» 206 ، «شرّ الدّوابّ» 207 ، «قلوبهم قاسیة» 208 و«لهم اللّعنة و لهم سوء الدّار» 209 بكار برده و در موردى جنگ با آنان را لازم مىداند. «الا تقاتلون قوماً نكثوا ایمانهم» 210
198) كافى، ج2، ص399
در قضاوت باید انصاف داشت. «لاكثرهم»، نه همهى آنها.
كارنامهى تاریخ گذشتگان با وجود پیامبران و دلائل روشن، سیاه و تاریك است، پس به دین و ایمان خود مغرور نشویم. «ما وجدنا لاكثرهم من عهد...»
پیمانشكنى، نشانهى فسق است. «ما وجدنا... من عهد... لفاسقین»