سوره اعراف - آیه 102 جزء 9 - صفحه 163

    وَمَا وَجَدۡنَا لِأَكۡثَرِهِم مِّنۡ عَهۡدٍ‌ وَإِن وَجَدۡنَآ أَكۡثَرَهُمۡ لَفَـٰسِقِينَ

    102

تفسیر نور
و براى بیشترشان هیچ (پایبندى و) عهدى نیافتیم و همانا بیشترشان را فاسق و نافرمان یافتیم.

نکته‌ها
مراد از «عهد»، یا پیمان فطرت است، «ألم أعهد الیكم یا بنى آدم...» 196 یا دعوت پیامبران، و یا پیمان‌هاى مخصوصى كه گاهى مردم با انبیا مى‌بستند كه مثلاً اگر فلان معجزه را انجام دهى، یا فلان مشكل ما را حل كنى ایمان مى‌آوریم. به حضرت موسى مى‌گفتند: «لئن كشفت عنّا الرّجز لنؤمننّ لك و لنرسلنّ معك بنى‌اسرائیل. فلمّا كشفنا عنهم الرّجز الى أجل هم بالغوه اذا هم ینكثون» 197 اگر بدبختى ما را برطرف كنى حتماً به تو ایمان آورده، بنى‌اسرائیل را همراه تو مى‌فرستیم. امّا همین كه مشكل را از آنان برطرف كردیم، آنها قول و پیمان خود را شكستند.

خداوند از طریق فطرت و پیامبران، حقایقى را براى انسان‌ها روشن ساخته تا نسبت به آنها تسلیم و تعهّد داشته باشند، ولى همواره گروهى از مردم نداى فطرت و انبیا را از یاد برده و از مدار حقّ خارج و فاسق شده‌اند.

امام كاظم علیه السلام فرمود: «اذا جاء الیقین لم یجز الشك» هنگامى كه نسبت به امرى یقین حاصل شد، دیگر شك و تردید موجّه نیست، سپس این آیه را تلاوت فرمود. 198 شاید مراد حدیث این باشد كه اگر كسى حقّ را از روى برهان شناخت، ولى به خاطر هواى نفس در آن تشكیك كرد، مصداق آیه‌ى فوق شده و عهدشكن است.

خداوند در قرآن، وفاداران را ستوده و پیمان‌شكنان را نكوهش كرده است. وفاداران را با القاب: «مؤمنون» 199 ، «متّقین» 200 ، «اولوا الالباب» 201 و «ابرار» 202 ، ستایش نموده است، امّا در نكوهش پیمان شكنان، اوصافى چون: «فاسقین» 203 ، «كافرین» 204 ، «مشركین» 205 ، «خاسرون» 206 ، «شرّ الدّوابّ» 207 ، «قلوبهم قاسیة» 208 و«لهم اللّعنة و لهم سوء الدّار» 209 بكار برده و در موردى جنگ با آنان را لازم مى‌داند. «الا تقاتلون قوماً نكثوا ایمانهم» 210


196) یس، 60

197) اعراف، 134 تا 135

198) كافى، ج‌2، ص‌399

199) مؤمنون، 1 و 8

200) آل‌عمران، 76

201) رعد، 20

202) انسان، 5 و 7

203) اعراف، 102

204) انفال، 55 تا 56

205) توبه، 7

206) بقره، 27

207) انفال، 56

208) مائده، 13

209) رعد، 25

210) توبه، 13

پیام‌ها
هلاكت اقوام پیشین (كه در آیات قبل اشاره شد)، به سبب پیمان‌شكنى و تمرّد آنان بود. «ما وجدنا لاكثرهم من عهد»

در قضاوت باید انصاف داشت. «لاكثرهم»، نه همه‌ى آنها.

كارنامه‌ى تاریخ گذشتگان با وجود پیامبران و دلائل روشن، سیاه و تاریك است، پس به دین و ایمان خود مغرور نشویم. «ما وجدنا لاكثرهم من عهد...»

پیمان‌شكنى، نشانه‌ى فسق است. «ما وجدنا... من عهد... لفاسقین»