لَأُقَطِّعَنَّ أَيۡدِيَكُمۡ وَأَرۡجُلَكُم مِّنۡ خِلَـٰفٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمۡ أَجۡمَعِينَ
124
لَأُقَطِّعَنَّ أَيۡدِيَكُمۡ وَأَرۡجُلَكُم مِّنۡ خِلَـٰفٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمۡ أَجۡمَعِينَ
124
قَالُوٓاْ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ
125
فرعون و فرعونیان با آن همه تدارك و سر و صدا، سرانجام تحقیر شدند، «انقلبوا صاغرین»، امّا ساحران در اثر ایمان، به رشد و سعادت رسیده و مرگ در راه عقیدهى حقّ را بر زندگى تحت سلطهى فرعون ترجیح دادند. «الى ربّنا منقلبون»
طاغوتها، براى جلوگیرى از نفوذ اندیشههاى اصلاحى و انقلابى، پیشتازان انقلاب را تهدید، شكنجه و به قتل مىرسانند. «لاصلّبنّكم»
انسان، محكوم نظامها و محیطها نیست، و با ایمان و اراده مىتواند در برابر همهى آنها مقاومت كند. «لاُقطّعنّ - قالوا»
آنكه با بصیرت ایمان آورد، با امواج مختلف دست از ایمان بر نمىدارد و از تهدید نمىترسد. «قالوا انّا الى ربّنا» آرى ایمان، انسان را دگرگون و ظرفیّت او را بالا مىبرد. ساحرانى كه دیروز در انتظار پاداش فرعون بودند، امروز به خاطر ایمان، آن چیزها برایشان ارزشى ندارد.
مرگ در راه حقّ، بهتر از زندگى در راه باطل است. «الى ربّنا منقلبون»
به سابقهى ایمان و عبادت نباید مغرور شد، گاهى چند ساحر و كافر با یك تحوّل، از همه سبقت مىگیرند. «الى ربّنا منقلبون»
در شیوهى تبلیغ، از جوانمردىهاى گذشتگان یاد كنیم. «قالوا...»
ایمان به معاد ویادآورى آن در مقابل خطرها وتهدیدها، انسان را بیمه مىكند. «الى ربّنا منقلبون» چنانكه به فرعون گفتند: هر كارى انجام دهى، سلطهى تو تنها در محدودهى این دنیاست. «فاقض ما أنت قاض انّما تقضى هذه الحیاة الدّنیا» 224
از هدایت افراد منحرف حتّى رهبران آنها مأیوس نشویم، چه بسا توبه كرده و یك دفعه عوض شوند. «قالوا انّا الى ربّنا منقلبون»