أَوۡ تَقُولُوٓاْ إِنَّمَآ أَشۡرَكَ ءَابَآؤُنَا مِن قَبۡلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّنۢ بَعۡدِهِمۡ أَفَتُهۡلِكُنَا بِمَا فَعَلَ ٱلۡمُبۡطِلُونَ
173
أَوۡ تَقُولُوٓاْ إِنَّمَآ أَشۡرَكَ ءَابَآؤُنَا مِن قَبۡلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّنۢ بَعۡدِهِمۡ أَفَتُهۡلِكُنَا بِمَا فَعَلَ ٱلۡمُبۡطِلُونَ
173
وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡـَٔايَـٰتِ وَلَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ
174
جامعه و محیط، انسان را مجبور نمىكند. «أو تقولوا انّما أشرك آبائُنا...»
تقلید در اصول دین، جایز نیست. «أشرك آبائُنا»
عقیده، عمل و شرك نیاكان، بستر اعتقاد، عمل وشرك فرزندان مىشود. «أشرك آبائُنا»
گناه و انحراف خود را به دوش دیگران افكندن، موجّه نیست. «تقولوا انّما أشرك آبائُنا»
اطاعت و احترام نیاكان، تا حدّى است كه انسان را به شرك نكشد. «ذرّیة من بعدهم»
مشركان، باطلگرا مىباشند. «أشرك آبائُنا فعل المبطلون»
در نظام كیفرى خداوند، هیچ كس به گناه دیگرى مؤاخذه نمىشود. «أفتهلكنا بما فعل المبطلون»
آیات الهى، براى توجّهدادن انسانها به میثاق فطرت و سرشت توحیدى است. «نفصّل الآیات ولعلّهم یرجعون»
اصل، توحید است و شرك، عارضى است، لذا قرآن، خواستار بازگشت مشركان بها اصالت انسان است. «لعلّهم یرجعون»