سوره اعراف - آیه 175 جزء 9 - صفحه 173

    وَٱتۡلُ عَلَيۡهِمۡ نَبَأَ ٱلَّذِيٓ ءَاتَيۡنَـٰهُ ءَايَـٰتِنَا فَٱنسَلَخَ مِنۡهَا فَأَتۡبَعَهُ ٱلشَّيۡطَـٰنُ فَكَانَ مِنَ ٱلۡغَاوِينَ

    175

تفسیر نور
و بر آنان، داستانِ آن كس (بَلعَم باعورا) را بخوان كه آیات خود (از علم به معارف و اجابت دعا و صدور برخى كرامات) را به او داده بودیم، پس او (ناسپاسانه) خود را از آن آیات جدا ساخت، پس شیطان او را در پى‌خویش كشید تا از گمراهان شد.

نکته‌ها
«اِنسلاخ»، به معناى كندنِ پوست است و در جایى كه چیزى به چیزى چسبیده باشد به كار مى‌رود و در اینجا كنایه از آگاهى و احاطه‌ى كامل او به معارف است.

جمله‌ى «فاتبعه»، بیانگر آن است كه آن شخص در مسیر حقّ به چنان مقامى رسیده بود كه شیطان از او قطع امید كرده بود، امّا با بروز نشانه‌هاى انحراف، شیطان به سرعت او را تعقیب كرد و سرانجام در صف گمراهان و شقاوت‌مندان قرار گرفت. 338

این آیه، به داستان دانشمندى از بنى‌اسرائیل، به نام «بَلعَم باعورا» اشاره مى‌كند كه نخست در صف مؤمنان و حاملان آیات و علوم الهى بود، امّا با وسوسه‌ى شیطان و طاغوت، منحرف شد.

امام رضا علیه السلام فرمود: بَلعَم فرزند باعور، اسم اعظم الهى را مى‌دانست و دعایش مستجاب مى‌شد، ولى به دربار فرعون جذب شد و با آنكه در ابتداى كار، مبلّغ حضرت موسى علیه السلام بود، ولى سرانجام بر علیه موسى و یاران او اقدام كرده و بد عاقبت شد. 339 آرى، زرق و برق دنیا و دربار، عامل سقوط علما و دانشمندان است.

قرآن، نام این شخص را نمى‌برد، ولى كارش را بازگو مى‌كند، تا به فرموده‌ى امام باقر علیه السلام بر هر كس كه هواى نفس را بر حقّ غالب كند منطبق شود 340 و چنین كسانى در هر زمانى یافت مى‌شوند و اختصاص به زمان و شخص خاصّى مانند بلعم‌باعورا ندارد.

ماجراى بَلعم‌باعورا، در تورات كنونى هم آمده است. 341


338) تفسیر نمونه‌

339) تفاسیر نورالثقلین و كنزالدقائق‌

340) تفسیر نورالثقلین‌

341) تورات، سِفر اعداد، باب 22

پیام‌ها
رهبر باید مردم را نسبت به خطرهاى قابل پیش‌بینى، آگاه كند و به آنان هشدار دهد. «واتل علیهم...»

گاهى طاغوت‌ها، علما را هم مى‌فریبند. سرنوشت دانشمندى همچون بلعم‌باعورا باید براى تاریخ درس عبرت باشد. «واتل علیهم نبأ...» زیرا داستانى مهم و مفید است. («نبأ» به خبر مهم و مفید مى‌گویند)

انسان آزاد است و مى‌تواند تغییر جهت دهد. «آتیناه آیاتنا فانسلخ»

انسان هر چه بالا رود، نباید مغرور شود، چون احتمال سقوط وجود دارد. عاقبتِ كار مهم است. جایگاه هر كس بالاتر، خطرش بیشتر. «فانسلخ منها»

آنكه از خدا جدا شود، طعمه‌ى شیطان مى‌گردد. «فانسلخ‌منها فأتبعه الشیطان»

شیطان وسوسه مى‌كند و در كمین است كه هر گاه در كسى زمینه‌اى ببیند، او را دنبال كند. «فانسلخ فأتبعه» (كلمه‌ى «فاتبعه» در كنار كلمه‌ى «فانسلخ»، نشان مى‌دهد كه شیطان در كمین است و به محض انسلاخ، انسان را دنبال مى‌كند.)

شیطان، حریف عالم ربّانى نمى‌شود. (تا بلعم از آیات دست نكشیده بود، شیطان بر او تسلّط نداشت) «فانسلخ منها فأتبعه الشیطان»

علم، به تنهایى نجات‌بخش نیست، زیرا دانشمند دنیاپرست، اسیر شیطان مى‌شود. «فأتبعه الشیطان»

باید به بد فرجامى اندیشید و از سوء عاقبت ترس داشت، تا نعمت، تبدیل به نقمت نشود. «آتیناه آیاتنا... فكان من الغاوین»

رها كردن راه خدا، دور از عقل و خرد است. «فكان من الغاوین»

سقوط انسان در چند مرحله واقع مى‌شود: جداشدن از آیات الهى، پیروى از شیطان وپیوستن به جمع گمراهان. «فانسلخ‌منها فاتبعه الشیطان فكان من الغاوین»