سوره اعراف - آیات 182 تا 183 جزء 9 - صفحه 174

    وَٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِـَٔايَـٰتِنَا سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَيۡثُ لَا يَعۡلَمُونَ

    182

    وَأُمۡلِي لَهُمۡ‌ۚ إِنَّ كَيۡدِي مَتِينٌ

    183

تفسیر نور
و كسانى كه آیات ما را تكذیب كردند، به تدریج، آنان را از جایى كه ندانند، گرفتار خواهیم كرد. و به آنان مهلت مى‌دهم (تا پیمانه پر شود،) همانا تدبیر من محكم و استوار است (و هیچ كس را قدرت فرار از آن نیست).

نکته‌ها
«استدراج» كه یكى از سنّت‌هاى الهى نسبت به مكذّبین و مُترفین است، از «درجة» به معناى درهم پیچیدن تدریجى است. 369 این سنّت در آیه 44 سوره‌ى قلم هم آمده است. حضرت على علیه السلام فرمود: آنان كه در رفاه و آسایش زندگى مى‌كنند، به فكر خطر استدراج باشند، مبادا نعمت‌ها وسیله‌ى خواب و غفلت آنان شود. 370 همچنین فرمودند: كسى كه در مواهب و امكانات بسیار زندگى كند و آن را مجازات استدراجى نداند، از نشانه‌هاى خطر غافل مانده است. 371 آرى، خداوند مهلت مى‌دهد، امّا اهمال نمى‌كند. چنانكه بزرگان گفته‌اند: «انّ اللّه یمهل و لایهمل»

حضرت على علیه السلام فرمود: هنگامى كه خداوند اراده خیرى براى بنده‌اى نماید، به هنگام انجام گناه او را گوشمالى مى‌دهد تا توبه نماید، ولى هنگامى كه بر اثر اعمالش، بدى و شرى مقدّر شود، هنگام گناه نعمتى به او مى‌بخشد تا توبه و استغفار را فراموش كند و به گناه ادامه دهد كه در واقع نوعى عذاب مخفیانه و به تدریج است. چنانكه خداوند مى‌فرماید: «سنستدرجهم من حیث لایعلمون». 372

كید الهى و مهلت و طول عمر دادن به عنوان «استدراج»، بارها در آیات قرآن آمده است، مثل این آیات: «لا تحسبنّ الّذین كفروا انّما نُملى لهم خیرٌ لانفسهم انّما نُملى لهم لیزدادوا اثماً» 373 كفّار گمان نكنند كه مهلتى كه به آنان مى‌دهیم، خیر آنهاست بلكه ما از این جهت به آنان مهلت مى‌دهیم تا بر گناهانشان بیافزایند، «فذرهم فى غمرتهم حتّى حین» 374 ، پس ایشان را در غفلتشان واگذار. و نیز آیات: 196 سوره‌ى آل‌عمران، 44 سوره‌ى انعام، 55 سوره‌ى توبه و 55 و 56 سوره‌ى مؤمنون.

گاهى نعمت‌هاى الهى، پرده‌پوشى‌هاى خداوند و ستایش‌هاى مردمى، همه و همه، از وسائل غرور و سرگرمى و به نحوى استدراج است. 375

حضرت على علیه السلام فرمود: تحریف‌گران توجیه‌كار كه هر روز مطیع طاغوتى هستند، مشمول قانون استدراج مى‌باشند. 376

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند، دوستان خود را با تلخى‌ها هشدار مى‌دهد و نااهلان را در رفاه، رها مى‌كند. 377


369) مفردات راغب‌

370) تفسیر نورالثقلین‌

371) تفسیر نمونه‌

372) تفاسیر نمونه و برهان‌

373) آل‌عمران، 178

374) مؤمنون، 54

375) تفسیر نمونه‌

376) تفسیر نورالثقلین‌

377) تفسیر نمونه‌

پیام‌ها
تكذیب آیات روشن الهى، به سقوط تدریجى وهلاكت مخفى مى‌انجامد. «و الّذین كذّبوا بآیاتنا سنسستدرجهم من حیث لا یعلمون» (چوب خدا، صدا ندارد)

مهلت دادن به مردم، از سنّت‌هاى خداست، تا هر كس در راهى كه برگزیده، به نتیجه برسد و درها به روى همه باز باشد، هم فرصت طغیان داشته باشند، هم مجال توبه و جبران. «سنستدرجهم»

غالباً سقوط انسان، پلّه پله و آرام آرام است. «سنستدرجهم من حیث لا یعلمون»

عمر و زندگى، به دست خداست و گنهكار را از قدرت خدا گریزى نیست. «و اُملى لهم»

خداوند فرصت توبه و جبران را به كافران مى‌دهد، ولى آنان لایق نیستند. «و اُملى لهم»

همیشه نعمت‌ها نشانه‌ى لطف خدا نیست، گاهى زمینه‌اى براى قهر ناگهانى خداوند است. «اُملى - كیدى»

مرفّهان غافل، با تدبیر خدا طرفند. «اُملى لهم انّ كیدى» (همان گونه كه كید، عملى پنهانى است، استدراج نیز عذابى مخفیانه مى‌باشد)

خطر غرور و غفلت تا حدّى است كه خداوند با سه تعبیر پیاپى آن را مطرح كرده است. «سنستدرجهم - اُملى لهم - كیدى»

طرح و تدبیر الهى، شكست ناپذیر است. «انّ كیدى متین»