وَٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِـَٔايَـٰتِنَا سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَيۡثُ لَا يَعۡلَمُونَ
182
وَٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِـَٔايَـٰتِنَا سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَيۡثُ لَا يَعۡلَمُونَ
182
وَأُمۡلِي لَهُمۡۚ إِنَّ كَيۡدِي مَتِينٌ
183
حضرت على علیه السلام فرمود: هنگامى كه خداوند اراده خیرى براى بندهاى نماید، به هنگام انجام گناه او را گوشمالى مىدهد تا توبه نماید، ولى هنگامى كه بر اثر اعمالش، بدى و شرى مقدّر شود، هنگام گناه نعمتى به او مىبخشد تا توبه و استغفار را فراموش كند و به گناه ادامه دهد كه در واقع نوعى عذاب مخفیانه و به تدریج است. چنانكه خداوند مىفرماید: «سنستدرجهم من حیث لایعلمون». 372
كید الهى و مهلت و طول عمر دادن به عنوان «استدراج»، بارها در آیات قرآن آمده است، مثل این آیات: «لا تحسبنّ الّذین كفروا انّما نُملى لهم خیرٌ لانفسهم انّما نُملى لهم لیزدادوا اثماً» 373 كفّار گمان نكنند كه مهلتى كه به آنان مىدهیم، خیر آنهاست بلكه ما از این جهت به آنان مهلت مىدهیم تا بر گناهانشان بیافزایند، «فذرهم فى غمرتهم حتّى حین» 374 ، پس ایشان را در غفلتشان واگذار. و نیز آیات: 196 سورهى آلعمران، 44 سورهى انعام، 55 سورهى توبه و 55 و 56 سورهى مؤمنون.
گاهى نعمتهاى الهى، پردهپوشىهاى خداوند و ستایشهاى مردمى، همه و همه، از وسائل غرور و سرگرمى و به نحوى استدراج است. 375
حضرت على علیه السلام فرمود: تحریفگران توجیهكار كه هر روز مطیع طاغوتى هستند، مشمول قانون استدراج مىباشند. 376
امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند، دوستان خود را با تلخىها هشدار مىدهد و نااهلان را در رفاه، رها مىكند. 377
370) تفسیر نورالثقلین
371) تفسیر نمونه
372) تفاسیر نمونه و برهان
375) تفسیر نمونه
376) تفسیر نورالثقلین
377) تفسیر نمونه
مهلت دادن به مردم، از سنّتهاى خداست، تا هر كس در راهى كه برگزیده، به نتیجه برسد و درها به روى همه باز باشد، هم فرصت طغیان داشته باشند، هم مجال توبه و جبران. «سنستدرجهم»
غالباً سقوط انسان، پلّه پله و آرام آرام است. «سنستدرجهم من حیث لا یعلمون»
عمر و زندگى، به دست خداست و گنهكار را از قدرت خدا گریزى نیست. «و اُملى لهم»
خداوند فرصت توبه و جبران را به كافران مىدهد، ولى آنان لایق نیستند. «و اُملى لهم»
همیشه نعمتها نشانهى لطف خدا نیست، گاهى زمینهاى براى قهر ناگهانى خداوند است. «اُملى - كیدى»
مرفّهان غافل، با تدبیر خدا طرفند. «اُملى لهم انّ كیدى» (همان گونه كه كید، عملى پنهانى است، استدراج نیز عذابى مخفیانه مىباشد)
خطر غرور و غفلت تا حدّى است كه خداوند با سه تعبیر پیاپى آن را مطرح كرده است. «سنستدرجهم - اُملى لهم - كیدى»
طرح و تدبیر الهى، شكست ناپذیر است. «انّ كیدى متین»