قَالَ ٱهۡبِطُواْ بَعۡضُكُمۡ لِبَعۡضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُسۡتَقَرٌّ وَمَتَـٰعٌ إِلَىٰ حِينٍ
24
قَالَ ٱهۡبِطُواْ بَعۡضُكُمۡ لِبَعۡضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُسۡتَقَرٌّ وَمَتَـٰعٌ إِلَىٰ حِينٍ
24
قَالَ فِيهَا تَحۡيَوۡنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنۡهَا تُخۡرَجُونَ
25
مراد از «هبوط»، آمدن به زمین است، زیرا بدنبال آن مىفرماید:«ولكم فىالارض مستقرّ»
گرچه خداوند توبهى آدم و حوّا را پذیرفت، «فتاب علیه» 57 ، ولى اثر وضعى گناه باقى است. اثر وضعى آن ترك اولى و نافرمانى آدم و حوّا، خروج از آن جایگاه بهشتى و هبوط به زمین بود. «اهبطوا»
گاهى عملكرد والدین، در هبوط و سقوط نسل آنان هم اثر مىگذارد. «قال اهبطوا...»
بهشت آدم و حوّا، مكانى غیر از زمین وبالاتر وبرتر از آن بود. «اهبطوا»
دنیا جایگاه تنازع و تزاحم و تضادّ است و انسانها به خاطر تزاحم منافع و غرائز، با هم درگیر مىشوند. «بعضكم لبعض عدوّ»
زندگى دنیوى و بهرهورى از آن ابدى نیست. «الى حین»
انسان، پس از مرگ دوباره زنده خواهد شد. «منها تخرجون» حضرت آدم از این ناراحت و غمگین بود كه پنداشت دیگر به بهشت و زندگى جاوید نخواهد رسید، خداوند فرمود: پس از زندگى دنیا مىتواند به بهشت جاوید برسد.
مدّت ونهایت زندگى دنیوى براى بشر معلوم نیست. («حین» نكره آمده است)