و هرگونه كینهاى را كه در سینههاى آنان بود بركنده و زدودیم (تا در صفا و صمیمیّت با هم زندگى كنند)، از زیر(قصرهاى)شان نهرها جارى است و مىگویند: خدا را شكر كه ما را به این (راه) هدایت كرد و اگر خداوند هدایتمان نمىكرد، ما (به خودى خود) هدایت نمىشدیم. بىشك فرستادگان پروردگارمان به راستى و درستى به سراغ ما آمدند و به آنان (هدایت یافتگان) خطاب مىشود: این همان بهشتى است كه به خاطر عملكردتان وارث آن شدهاید.
نکتهها
«
غِلّ»، به معناى نفوذ مخفیانه است، به كینه و حسدى كه مرموزانه در جان انسان نفوذ مىكند نیز غِل گویند.
در آیات قبل خواندیم كه دوزخیان همدیگر را لعن و نفرین مىكنند، اینجا مىفرماید: بهشتیان هیچ كینهاى از یكدیگر در دل ندارند و میان همهى آنها صلح، صفا و محبّت است و با اینكه در بهشت تفاوت درجات هست، امّا هیچ یك نسبت به دیگرى كینه و كدورت و حسدى نمىورزد.
نهرهاى بهشتى پر آب است، زیرا خداوند به جاى جریان آب فرمود: نهرها جارى است و پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمودند: نهرهاى بهشتى از زیر مسكن بهشتیان جارى است. 111
طبق احادیث، هر مؤمن و كافرى در بهشت و دوزخ مكانى دارد، ولى مؤمن، جایگاه بهشتى كافر را به ارث مىبرد و كافر جایگاه دوزخى مؤمن را. 112
از این حدیث استفاده مىشود كه درهاى سعادت و شقاوت به روى همه باز است و هیچ كس از ابتدا براى بهشت یا دوزخ خلق نشده است، بلكه انتخاب و عمل او مسیر و سرنوشتش را معیّن مىكند. 113
پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله در غدیر خم به مردم فرمودند: «معاشر النّاس سلّموا على علىّ بامرة المؤمنین» اى مردم! به علىّ به عنوان امیرالمؤمنین سلام كنید و بگویید: «الحمدللّه الّذى هدنا لهذا...». 114
امام هادى علیه السلام فرمود: در روز قیامت، پیامبر و حضرت على و تمام ائمّه علیهم السلام در برابر مردم قرار مىگیرند و در این هنگام شیعیان مىگویند: «الحمدللّه الّذى هدانا لهذا...». 115
111) بحار، ج8، ص160
112) تفسیر نورالثقلین
113) تفسیر نمونه
114) تفسیر نورالثقلین
115) تفسیر اثنى عشرى؛ كافى، ج1، ص418
پیامها

كینهزدایى و ایجاد صمیمیّت، به آسانى و بىزحمت نیست. «
نزعنا» («
نزع»، به معناى كندن با زحمت و تلاش است)
زندگى كه در آن كینه نباشد، زندگى بهشتى است. «من غلّ»
در بهشت، صفاى باطن و ظاهر یك جا جمع است. «نزعنا ما فى صدورهم من غلّ تجرى من تحتهم الانهار»
اهل بهشت، به ذكر و ستایش خدا مشغولند. «قالوا الحمدللّه»
بهشتیان، از لطف خدا شاكرند واز هدایت شدنشان مغرور نیستند. «الحمدللّه الّذى هدانا»
بهشتیان به اعمال و كارهاى خود متّكى نیستند. «هدانا اللّه»
عقل و علم و تلاش به تنهایى كافى نیست، عنایت و امداد الهى نیز براى هدایت لازم است. «لولا ان هدانا اللّه»
انبیا، وسیلهى هدایتند و هدایتشان همراه با حقّ است. خودشان، حرفشان، عملشان، شیوهها و وعدههایشان همه حقّ است. «لقد جاءت رسل ربّنا بالحقّ»
بهشت در برابر عمل است، نه امید و آرزو. «اورثتموها بما كنتم تعملون» حضرت على علیه السلام مىفرماید: از كسانى مباش كه آخرت را بدون عمل آرزو مىكنند. «لاتكن ممن یرجو الاخرة بغیر العمل» 116
116) نهج البلاغه، حكمت 135