سوره اعراف - آیات 4 تا 5 جزء 8 - صفحه 151

    وَكَم مِّن قَرۡيَةٍ أَهۡلَكۡنَـٰهَا فَجَآءَهَا بَأۡسُنَا بَيَـٰتًا أَوۡ هُمۡ قَآئِلُونَ

    4

    فَمَا كَانَ دَعۡوَىٰهُمۡ إِذۡ جَآءَهُم بَأۡسُنَآ إِلَّآ أَن قَالُوٓاْ إِنَّا كُنَّا ظَـٰلِمِينَ

    5

تفسیر نور
چه بسیار آبادى‌هایى كه ما اهل آنجا را (به خاطر فساد و كفرشان) نابود كردیم. پس قهر ما به هنگام شب یا روز، هنگامى كه به استراحت پرداخته بودند، به سراغشان آمد. پس آن هنگام كه قهر ما سراغشان آمد، سخن و اعتراضى نداشتند، جز آنكه گفتند: ما قطعاً ستمكار بودیم.

نکته‌ها
«قَریة»، به معناى روستا نیست، بلكه مركز اجتماع مردم است، چه شهر، چه روستا.

«بیات»، شب هنگام و شبانه است، و «قائلون» از «قیلولة»، به معناى خواب یا استراحت نیمروز است. «اقاله» به معناى پس گرفتن جنس فروخته شده از همین باب است، چون خریدار، از نگرانى معامله راحت مى‌شود.

هر ستمگرى، روزى در مواجهه با قهر خدا به اشتباه خود اعتراف مى‌كند، «انّا كنّا ظالمین» ولى این اعترافات ثمرى ندارد. چنانكه در آیه‌ى دیگر مى‌خوانیم: هنگامى كه عذاب ما را دیدند، گفتند: به خداى یگانه ایمان آوردیم و به آنچه شرك‌ورزیدیم، كافر شدیم، امّا ایمان به هنگام عذاب سودى براى آنان نداشت. «فلمّا رأوا بأسنا قالوا آمنّا باللّه و كفرنا بما كنّا مشركین فلم یك ینفعهم ایمانهم لمّا رأوا بأسنا...» 4


4) مؤمن، 84 تا 85
پیام‌ها
مناطقى كه با قهر الهى نابود شده، بسیار است. «وكم»

از تجربیّات تلخ دیگران، عبرت بگیریم. «وكم من قریة اهلكناها»

قرآن با بیان هلاكت قریه‌ها به جاى هلاكت مردم، عظمت عذاب را بیان مى‌كند. «و كم من قریة اهلكناها»

كیفرهاى الهى مخصوص قیامت نیست، ممكن است در دنیا هم نمونه‌هایى از آن را ببینیم. «و كم من قریة أهلكناها»

هر كس غیر خدا را سرپرست گرفت، منتظر قهر الهى باشد. «ولا تتّبعوا من دونه اولیاء... و كم من قریة اهلكناها»

از سنّت‌هاى الهى، نابود كردن امّت‌ها به خاطر نافرمانى و تبعیّت از دیگران است. «و لا تتّبعوا من دونه اولیاء... وكم من قریة اهلكناها»

اراده‌ى خداوند، همه چیز را دگرگون مى‌كند. «اهلكناها»

قهر الهى، گاهى ناگهانى است و روز و ساعت مشخّص و فرصتى براى فكر و چاره‌جویى ندارد. «بیاتاً أو هم قائلون»

عذاب به هنگام استراحت، غافلگیرانه وتلخ‌تر است. «بیاتاً أو هم قائلون»

بسیارى از شعارها در زمان رفاه است، هنگام خطر، كسى حرفى براى گفتن ندارد. «فما كان دعواهم...»

حوادث و خطرها، غرور را مى‌شكند و پرده‌هاى غفلت را كنار زده و وجدان‌ها را بیدار مى‌سازد. «الاّ أن قالوا انّا كنّا ظالمین»

اگر امروز با اختیار خضوع نكردید، روزى به اجبار كرنش خواهید كرد. «قالوا انّا كنّا ظالمین»

سراغ غیر خدا رفتن و عدم پیروى از انبیا (كه در دو آیه‌ى قبل بود)، ظلم است. «كنّا ظالمین»