قَالَ ٱلۡمَلَأُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوۡمِهِۦٓ إِنَّا لَنَرَىٰكَ فِي سَفَاهَةٍ وَإِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ ٱلۡكَـٰذِبِينَ
66
قَالَ ٱلۡمَلَأُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوۡمِهِۦٓ إِنَّا لَنَرَىٰكَ فِي سَفَاهَةٍ وَإِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ ٱلۡكَـٰذِبِينَ
66
قَالَ يَـٰقَوۡمِ لَيۡسَ بِي سَفَاهَةٌ وَلَـٰكِنِّي رَسُولٌ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَـٰلَمِينَ
67
سعهى صدر و بزرگوارى انبیا تا آنجاست كه پس از آن همه جسارت باز با مهربانى مىگویند: اى قوم من. «یا قوم»
از خویش نفى تهمت كنیم، ولى حقّ نداریم تهمت را به سوى دیگران سوق دهیم. «لیس بى سفاهة»
انبیا حتّى ذرّهاى و لحظهاى كارى را كه معقول نباشد انجام نمىدهند. «لیس بى سفاهة» (در ادبیات عرب، هرگاه نكره در كنار نفى قرار گیرد، نفى عموم است، یعنى در هیچ زمانى من كار سفیهانه نكردهام.)
آنكه به هدف خود ایمان دارد و از پشتوانهى الهى برخوردار است، در برابر برخورد بد دیگران آرام برخورد مىكند. «لیس بى سفاهة»
مربّى و مبلّغ، نباید وظیفهى اصلى را فراموش كند. «لكنّى رسول»
دستورات الهى كه توسط پیامبر براى بشر آورده مىشود، در مسیر تربیت انسان و از شئون ربوبیّت خداوند است. «رسول من ربّ العالمین»