وَلَا تَقۡعُدُواْ بِكُلِّ صِرَٰطٍ تُوعِدُونَ وَتَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ مَنۡ ءَامَنَ بِهِۦ وَتَبۡغُونَهَا عِوَجًاۚ وَٱذۡكُرُوٓاْ إِذۡ كُنتُمۡ قَلِيلًا فَكَثَّرَكُمۡ وَٱنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ ٱلۡمُفۡسِدِينَ
86
وَلَا تَقۡعُدُواْ بِكُلِّ صِرَٰطٍ تُوعِدُونَ وَتَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ مَنۡ ءَامَنَ بِهِۦ وَتَبۡغُونَهَا عِوَجًاۚ وَٱذۡكُرُوٓاْ إِذۡ كُنتُمۡ قَلِيلًا فَكَثَّرَكُمۡ وَٱنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ ٱلۡمُفۡسِدِينَ
86
ترساندن مردم و ایجاد مزاحمت براى آنان، ممنوع است. «توعدون»
اگر دشمنان نتوانند مؤمنان را بىدین كنند، مىكوشند تا سیماى دین را تحریف كنند و بدجلوه دهند. «تبغونها عِوَجاً»
گاهى افزونى جمعیّت (با نظم و برنامه)، مىتواند یك ارزش باشد. «فكثّركم»
یكى از عوامل تربیت و هدایت مردم، توجّه به نعمتها و یادآورى سرگذشت پیشینیان است. «واذكروا... و انظروا»
مطالعهى تاریخ و عبرتگرفتن از آن، سفارش الهى است. «وانظروا كیف ...»
در مطالعهى زندگى مردم، به پایان و سرانجام كارشان بنگرید، نه كامیابىهاى مقطعى آنان. «عاقبة»
بستن و یا منحرف نمودن راه خدا، نوعى فساد است. «تصدّون... تبغونها عوجا... المفسدین»