فَتَوَلَّىٰ عَنۡهُمۡ وَقَالَ يَـٰقَوۡمِ لَقَدۡ أَبۡلَغۡتُكُمۡ رِسَـٰلَـٰتِ رَبِّي وَنَصَحۡتُ لَكُمۡ فَكَيۡفَ ءَاسَىٰ عَلَىٰ قَوۡمٍ كَـٰفِرِينَ
93
فَتَوَلَّىٰ عَنۡهُمۡ وَقَالَ يَـٰقَوۡمِ لَقَدۡ أَبۡلَغۡتُكُمۡ رِسَـٰلَـٰتِ رَبِّي وَنَصَحۡتُ لَكُمۡ فَكَيۡفَ ءَاسَىٰ عَلَىٰ قَوۡمٍ كَـٰفِرِينَ
93
موعظه، مدارا و توجّه به مردم حدّى دارد، گاهى هم باید از آنان اعراض نمود. «فتولّى عنهم»
تبلیغ، باید همراه با مهربانى و سوز باشد. «اَبلَغتُكم... نَصحتُ»
نصایح و خیرخواهى را با منافع شخصى آمیخته نكنیم. «نصَحتُ لكم»
وقتى به وظیفهى خود عمل كردیم، نگران نباشیم كه چه خواهد شد. «اَبلَغتُكم...كیف آسى»
تأسّف نابجا و عاطفهى بىمورد، ممنوع است. «فكیف آسى»
(در موارد دیگرى هم به پیامبراكرم صلى الله علیه وآله خطاب شده كه «لاتحزن علیهم» 184 ، غصّهى آنان را نخور.)
آنجا كه روحیّهى كفر، لجاجت و عناد حاكم باشد، موعظهى پیامبران هم اثر نمىكند. «فكیف آسى على قوم كافرین»