سَأَلَ سَآئِلُۢ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ
1
سَأَلَ سَآئِلُۢ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ
1
لِّلۡكَـٰفِرِينَ لَيۡسَ لَهُۥ دَافِعٌ
2
مِّنَ ٱللَّهِ ذِي ٱلۡمَعَارِجِ
3
تَعۡرُجُ ٱلۡمَلَـٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ إِلَيۡهِ فِي يَوۡمٍ كَانَ مِقۡدَارُهُۥ خَمۡسِينَ أَلۡفَ سَنَةٍ
4
مرحوم علامه امینىقدس سره در كتاب شریف الغدیر1 نام سى نفر از بزرگان مفسّرین و محدّثین، از قرن سوم هجرى تا قرن چهاردهم را نقل كرده كه گفتهاند: شأن نزول آیه «سأل سائل» مربوط به شخصى مىباشد كه به پیغمبر گفت: نصب امیرالمؤمنین به خلافت در روز غدیر از طرف خودت بود یا از طرف خدا؟! ما را به حج و روزه و زكات فرمان دادى و ما قبول كردیم، امّا راضى نشدى، تا آن كه پسر عموى خودت را بر ما حاكم كردى! سپس گفت: «اللّهم اِن كان هذا هو الحقّ من عندك فامطر علینا حجارة من السماء»2 خدایا اگر این امر حق است از آسمان سنگى بباران (تا نابود شویم و شاهد چنین روزى نباشیم). سنگى فرود آمد و او نابود شد و این آیه نازل شد. «سأل سائل بعذاب واقع»
تقاضاى نابجا، مغرضانه و لجوجانه مىتواند حادثه آفرین باشد. «سأل سائل بعذاب واقع»
تا وقتى عذاب الهى نازل نشده، راه توبه و دفع عذاب با صدقه باز است، امّا عذابى كه در حال نزول است، راه نجاتى از آن نیست. «بعذاب واقع... لیس له دافع»