سوره معارج - آیات 1 تا 4 جزء 29 - صفحه 568
  • سَأَلَ سَآئِلُۢ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ

    1

    لِّلۡكَـٰفِرِينَ لَيۡسَ لَهُۥ دَافِعٌ

    2

    مِّنَ ٱللَّهِ ذِي ٱلۡمَعَارِجِ

    3

    تَعۡرُجُ ٱلۡمَلَـٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ إِلَيۡهِ فِي يَوۡمٍ كَانَ مِقۡدَارُهُۥ خَمۡسِينَ أَلۡفَ سَنَةٍ

    4

تفسیر نور
سائلى، عذابى واقع شدنى را درخواست كرد. كه براى كافران است و هیچ بازدارنده‌اى براى آن نیست. و از سوى خداوندِ صاحب درجاتِ والاست. فرشتگان و روح، در روزى كه مقدار آن پنجاه هزار سال است، به سوى او بالا مى‌روند.

نکته‌ها
«معارج» جمع «مَعرج» به معناى محلّ عروج و صعود است و مراد از آن، آسمان‌هاست كه محلّ نزول و عروج فرشتگان مى‌باشد.

مرحوم علامه امینى‌قدس سره در كتاب شریف الغدیر1 نام سى نفر از بزرگان مفسّرین و محدّثین، از قرن سوم هجرى تا قرن چهاردهم را نقل كرده كه گفته‌اند: شأن نزول آیه «سأل سائل» مربوط به شخصى مى‌باشد كه به پیغمبر گفت: نصب امیرالمؤمنین به خلافت در روز غدیر از طرف خودت بود یا از طرف خدا؟! ما را به حج و روزه و زكات فرمان دادى و ما قبول كردیم، امّا راضى نشدى، تا آن كه پسر عموى خودت را بر ما حاكم كردى! سپس گفت: «اللّهم اِن كان هذا هو الحقّ من عندك فامطر علینا حجارة من السماء»2 خدایا اگر این امر حق است از آسمان سنگى بباران (تا نابود شویم و شاهد چنین روزى نباشیم). سنگى فرود آمد و او نابود شد و این آیه نازل شد. «سأل سائل بعذاب واقع»


1) الغدیر، ج‌1، ص 239 تا 246.

2) انفال، 32.

پیام‌ها
یادآورى برخى حوادث جزئى و فردى، براى عبرت دیگران لازم است و باید حفظ شود. (سائل یك نفر بود كه قهر خدا او را نابود كرد، ولى این ماجرا در متن قرآن مطرح مى‌شود تا تمام انسان‌ها در طول تاریخ بخوانند.) «سأل سائل بعذاب واقع»

تقاضاى نابجا، مغرضانه و لجوجانه مى‌تواند حادثه آفرین باشد. «سأل سائل بعذاب واقع»

تا وقتى عذاب الهى نازل نشده، راه توبه و دفع عذاب با صدقه باز است، امّا عذابى كه در حال نزول است، راه نجاتى از آن نیست. «بعذاب واقع... لیس له دافع»