وَإِذۡ قَالُواْ ٱللَّهُمَّ إِن كَانَ هَـٰذَا هُوَ ٱلۡحَقَّ مِنۡ عِندِكَ فَأَمۡطِرۡ عَلَيۡنَا حِجَارَةً مِّنَ ٱلسَّمَآءِ أَوِ ٱئۡتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ
32
وَإِذۡ قَالُواْ ٱللَّهُمَّ إِن كَانَ هَـٰذَا هُوَ ٱلۡحَقَّ مِنۡ عِندِكَ فَأَمۡطِرۡ عَلَيۡنَا حِجَارَةً مِّنَ ٱلسَّمَآءِ أَوِ ٱئۡتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ
32
پس از تعیین حضرت على علیه السلام به امامت از سوى پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله كه به فرمان خداوند در غدیر خم انجام شد و حضرت فرمودند: «مَن كنت مولاه فهذا علىّ مولاه»، نعمانبن حارث كه از منافقان بود، نزد پیامبر آمده و گفت: ما را به توحید، نبوّت، جهاد، حج، روزه، نماز و زكات، دستور دادى پذیرفتیم، حالا هم این جوان را امام ما قرار دادهاى؟! پیامبر صلى الله علیه وآله فرمود: به فرمان خدا بود.
او از شدّت ناراحتى به خود نفرین كرد و در نفرین، از همین آیه اقتباس كرد. 505 امّا هنوز چند قدمى برنداشته بود كه سنگى از آسمان بر سر او فرود آمد و او را به هلاكت رساند و آیات اوّل سوره معارج نازل گردید. 506 «سئل سائل بعذاب واقع»
506) تفسیر مجمع البیان
عناد و لجاجت، انسان را تا مرز رضایت به نابودى خویش پیش مىبرد. «فامطر علینا حجارة...»
برخى از مخالفان پیامبر، به خدا و تأثیر او در هستى و اثر داشتن دعا معتقد بودند. «الّلهم ان كان... امطر علینا... او ائتنا...»