قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوۡتُ قَوۡمِي لَيۡلًا وَنَهَارًا
5
قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوۡتُ قَوۡمِي لَيۡلًا وَنَهَارًا
5
فَلَمۡ يَزِدۡهُمۡ دُعَآءِيٓ إِلَّا فِرَارًا
6
وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوۡتُهُمۡ لِتَغۡفِرَ لَهُمۡ جَعَلُوٓاْ أَصَـٰبِعَهُمۡ فِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَٱسۡتَغۡشَوۡاْ ثِيَابَهُمۡ وَأَصَرُّواْ وَٱسۡتَكۡبَرُواْ ٱسۡتِكۡبَارًا
7
ثُمَّ إِنِّي دَعَوۡتُهُمۡ جِهَارًا
8
ثُمَّ إِنِّيٓ أَعۡلَنتُ لَهُمۡ وَأَسۡرَرۡتُ لَهُمۡ إِسۡرَارًا
9
میان كفّار زمان حضرت نوح و كفّار زمان پیامبر اسلامصلى الله علیه وآله، شباهتهایى است، از جمله:
1. فرار از حق
فرار قوم نوح: «فلم یزدهم دعایى الاّ فرارا»8
فرار قوم پیامبر: «ان یریدون الاّ فرارا»
2. دعوت براى مغفرت
حضرت نوح: «دعوتهم لتغفرلهم»
پیامبر اسلام: «تعالوا یستغفر لكم رسول اللّه لوّوا رؤسهم»9
3. تكبر و استكبار
كفّار زمان نوح: «واستكبروا استكبارا»
كفّار زمان پیامبر: «ثمّ ادبر و استكبر»10
4. گوش ندادن به وحى
كفّار زمان نوح انگشت در گوش مىنهادند تا نشنوند. «جعلوا اصابعهم فى آذانهم»
كفّار زمان پیامبر نیز مىگفتند به قرآن گوش ندهید و هنگام تلاوت پیامبر جنجال كنید تا شاید پیروز شوید. «لا تسمعوا لهذا القرآن والغوا فیه لعلكم تغلبون»11
ناله به درگاه حق، شیوه انبیاست. «ربّ انّى دعوت قومى»
ارشاد و تبلیغ مردم باید مستمر باشد. «لیلاً و نهاراً»
اگر زمینه پذیرش نباشد، دعوت شبانه روزى پیامبر هم اثرى ندارد. «لیلاً و نهاراً فلم یزدهم دعاءى الاّ فرارا»
مردم آزادند و مىتوانند در برابر اصرار انبیا، اصرار بر خلاف كنند. «لم یزدهم دعائى الا فراراً»
دعوت نوح همیشه با واكنش منفى روبرو بود. «كلّما دعوتهم... جعلوا اصابعهم»
لجاجت به مرحلهاى مىرسد كه لجوج نه گوش مىدهد: «جعلوا اصابعهم فى آذانهم»، نه نگاه مىكند، «واستغشوا ثیابهم»، نه از كار خود دست برمىدارد «واصرّوا» و نه كوتاه مىآید. «واستكبروا استكبارا»
در تبلیغ باید شرایط زمان و مكان و حالات افراد را در نظر گرفت. گاهى باید سرّى باشد و خصوصى، گاهى علنى و عمومى. «لیلاً و نهاراً... دعوتهم جهارا... اعلنت لهم... اسررت لهم»
انبیا در رسالت خود كوتاهى نكردند. «دعوت قومى لیلاً و نهاراً... دعوتهم جهاراً... اسررت لهم اسرارا»