كُلُّ نَفۡسِۭ بِمَا كَسَبَتۡ رَهِينَةٌ
38
كُلُّ نَفۡسِۭ بِمَا كَسَبَتۡ رَهِينَةٌ
38
إِلَّآ أَصۡحَـٰبَ ٱلۡيَمِينِ
39
فِي جَنَّـٰتٍ يَتَسَآءَلُونَ
40
عَنِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ
41
مَا سَلَكَكُمۡ فِي سَقَرَ
42
قَالُواْ لَمۡ نَكُ مِنَ ٱلۡمُصَلِّينَ
43
وَلَمۡ نَكُ نُطۡعِمُ ٱلۡمِسۡكِينَ
44
وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ ٱلۡخَآئِضِينَ
45
وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ
46
حَتَّىٰٓ أَتَىٰنَا ٱلۡيَقِينُ
47
در قیامت، گفتگوهاى تلخ و شیرین، سلام یا نفرین، سؤال و توبیخ، انداختن گناه و جرم به گردن دیگران و لعنت به یكدیگر بسیار است و گفتگوى مؤمنان با مؤمنان، مجرمان با مجرمان، مجرمان با مؤمنان، و مؤمنان با مجرمان و نیز فرشتگان با مؤمنان و مجرمان در قرآن آمده است.
مراد از اطعام مسكین، یا زكات واجب است كه ترك آن مستوجب دوزخ است و یا آن است كه حتّى اگر زكات پرداخت شد ولى در جامعه گرسنهاى وجود داشت، سیر كردن او واجب است و بىتفاوتى نسبت به او، سبب دوزخى شدن مىگردد.
شاید مراد از اطعام مسكین، تمام نیازهاى او باشد نظیر پوشاك، مسكن، نه فقط خوراك و غذا.
هم تكذیب قیامت، مقدمه گناه است: «ارأیت الذى یكذّب بالدین فذلك الذّى یدعّ الیتیم»138 و هم گناه، انسان را به سوى كفر و تكذیب مىكشاند: «ثمّ كان عاقبة الّذین اساؤا السواى اَن كذّبوا»139. بنابراین آیه «و كنّا نكذّب بیوم الدین» هم مىتواند علت كارهاى مجرمین در آیات قبل باشد و هم مىتواند معلول گناهان آنان باشد.
مراد از «یقین» در این آیه، مرگ است، یا به خاطر آن كه یقینىترین امر در نزد همه است و احدى در آن شك ندارد و یا به خاطر آن كه در لحظه مرگ تمام حقایق براى انسان كشف مىشود و همه به درجه یقین و باور مىرسند. «حتى اتانا الیقین»
نمازى كه گاه و بیگاه خوانده شود، انسان را در زمره نمازگزاران قرار نمىدهد. «لم نك من المصلّین» یعنى نماز ما استمرار نداشت. در سوره ماعون نیز آمده است: «فویل للمصلّین الّذینهم عن صلاتهم ساهون»140 و این چنین نمازى انسان را مشمول شفاعت شافعان قرار نمىدهد. «لم نك من المصلّین... فما تنفعهم شفاعة الشافعین»141 و این همان حدیث معروف امام صادقعلیه السلام است كه در آستانه شهادت فرمودند كه بستگانم را حاضر كنید و خطاب به آنان فرمودند: «لا ینال شفاعتنا من استخف بالصّلاة»142
مردم یا فائزند یا خائض؛ یعنى یا به فوز و فلاح و رستگارى مىرسند كه فائز هستند و یا در یاوه و باطل خوض مىكنند و فرو مىروند كه خائض هستند.
قرطبى از مفسرین معروف اهل سنّت از امام باقر علیه السلام نقل كرده كه فرمود: ما و شیعیان ما اصحاب یمین هستیم و هركس كینه و بغض ما اهل بیت را داشته باشد، در گرو است. «نحن و شیعتنا اصحاب الیمین و كلّ من ابغضنا اهل البیت فهم المرتهنون»143
142) كافى، ج3، ص270.
143) تفسیر قرطبى.
نجات انسان در قیامت و رهایى او از عذاب الهى، در گرو پاسخگویى به سؤالات در دادگاه عدل خداوند است. «كلّ نفس بما كسبت رهینة»
پرسیدن سؤالات پى در پى از مجرمان در قیامت، نوعى عذاب روحى براى آنان است. «یتساءلون عن المجرمین»
كسى با یك بار گناه به دوزخ نمىرود اصرار و مداومت به گناه و فساد، سبب رفتن به دوزخ است. (عبارت «لم نك» و «كنّا» نشانه استمرار فعل است.)
اطعام مسكین لازم است، اگرچه مسلمان نباشد. «لم نك نطعم المسكین»
گذراندن عمر به بطالت، جرمى نابخشودنى است. «كنّا نخوض مع الخائفین»
یكى از عوامل دوزخى شدن، همرنگ شدن با جماعت فاسد است. «كنّا نخوض مع الخائضین»
دوست و همنشین بد، زمینهساز دوزخى شدن است. «كنّا نخوض مع الخائضین»
مرگ، فنا نیست، بلكه آزاد شدن از اسارت دنیاى مادى و دیدن حقایق ماورایى است. «كنّا نكذّب بیوم الدین حتّى اتانا الیقین»