سوره نازعات - آیات 34 تا 41 جزء 30 - صفحه 584

    فَإِذَا جَآءَتِ ٱلطَّآمَّةُ ٱلۡكُبۡرَىٰ

    34

    يَوۡمَ يَتَذَكَّرُ ٱلۡإِنسَـٰنُ مَا سَعَىٰ

    35

    وَبُرِّزَتِ ٱلۡجَحِيمُ لِمَن يَرَىٰ

    36

    فَأَمَّا مَن طَغَىٰ

    37

    وَءَاثَرَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا

    38

    فَإِنَّ ٱلۡجَحِيمَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ

    39

    وَأَمَّا مَنۡ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ وَنَهَى ٱلنَّفۡسَ عَنِ ٱلۡهَوَىٰ

    40

    فَإِنَّ ٱلۡجَنَّةَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ

    41

تفسیر نور
آنگاه كه آن حادثه بزرگ فرارسد. در آن روز، انسان آنچه تلاش كرده، به یادآورد. و جهنم براى هر بیننده‌اى آشكار شود. امّا هركه سركشى كرده، و زندگى پست دنیا را (بر آخرت) برگزیده، بى شك، دوزخ جایگاه اوست. و اما كسى كه از مقام پروردگارش ترسید و نفسش را از هوس بازداشت. بى‌شك، بهشت جایگاه اوست.

پیام‌ها
قیامت، بزرگترین و فراگیرترین حادثه است كه تمام حوادث دیگر را تحت الشعاع خود قرار مى‌دهد. «الطامّة الكبرى»

انسان در قیامت، دائماً متذكّر كارهایش در دنیا مى‌شود. «یتذكّر الانسان ما سعى»

ریشه طغیان، دنیاپرستى است. «طغى و آثر الحیاة الدنیا»

دنیا بد نیست، ترجیح آن بر آخرت بد است. «آثر الحیاة الدنیا»

خداوند كه ترس ندارد، مقام اوست كه مایه ترس انسان مى‌شود. مثل اینكه انسان از قاضى مى‌ترسد، زیرا مى‌داند اگر جرمى مرتكب شود، با او سر و كار دارد. «خاف مقام ربّه»

ریشه مبارزه با نفس، خوف الهى است. «خاف مقام ربّه و نهى النفس عن الهوى»

نفس انسان فتنه‌گر است كه باید او را باز داشت. «و نهى النفس عن الهوى»

قانون الهى براى همه افراد یكسان است. «من طغى... من خاف»