وَمَن يُوَلِّهِمۡ يَوۡمَئِذٍ دُبُرَهُۥٓ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِّقِتَالٍ أَوۡ مُتَحَيِّزًا إِلَىٰ فِئَةٍ فَقَدۡ بَآءَ بِغَضَبٍ مِّنَ ٱللَّهِ وَمَأۡوَىٰهُ جَهَنَّمُ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ
16
وَمَن يُوَلِّهِمۡ يَوۡمَئِذٍ دُبُرَهُۥٓ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِّقِتَالٍ أَوۡ مُتَحَيِّزًا إِلَىٰ فِئَةٍ فَقَدۡ بَآءَ بِغَضَبٍ مِّنَ ٱللَّهِ وَمَأۡوَىٰهُ جَهَنَّمُ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ
16
عبارتِ «باء بغضب»، به معناى هموار ساختن و تحمّل غضب است.
در این آیه، براى فرار از جبهه كه حرام است، دو مورد استثنا ذكر شده است: یكى براى جا به جایى تاكتیكى «متحرّفاً»، دیگرى براى پیوستن به گروه دیگرى از مسلمانان و حملهى دسته جمعى «مُتحیّزاً».
البتّه در بعضى تفاسیر، موارد دیگرى هم ذكر شده است، مانند فرار براى اطلاعرسانى به مسلمانان، یا براى حفظ سنگر مهمتر و موقعیّت بهتر. 447 ولى اینها همه مصداق براى همان مورد اوّل است.
فراریان از جبهه، مورد خشم وغضب خدا قرار دارند، «و مَن یولّهم... فقد باء بغضب من اللّه» و از جملهى كسانى هستند كه در هر نماز از آنان برائت مىجوییم. «غیر المغضوب علیهم» البتّه این گناه، قابل توبه و بخشش است، به دلیل آیهى «انّ الّذین تولّوا منكم یوم التقى الجَمعان انّما استزلّهم الشیطان ببعض ما كسبوا و لقد عفا اللّه عنهم» 448
عقبنشینى تاكتیكى، اشكال ندارد. «متحرّفاً»
در جنگ، خدعه و فریب دادن دشمن جایز است. «متحرّفاً»
همان گونه كه رفتن به جبهه تنها مهم است، فرار نكردن هم مهم است، گاهى كسانى به جبهه مىروند، ولى با فرار، جهنّمى مىشوند. «و من یولّهم یومئذ... مأواه جهنّم»
در ارزیابى، عجولانه قضاوت نكنیم، زیرا تغییر عمل شاید به خاطر نقشه و تاكتیك باشد. «متحرّفاً»
نصرت از سوى خداوند است، ولى بكارگیرى فنون و تاكتیكهاى نظامى و سیاست جنگى هم لازم است. «متحرّفاً لقتال أو متحیّزاً»
جایگاه فراریان از جهاد و غضب شدگان الهى، جهنّم است. «مأواه جهنّم» (در واقع كسى كه از جهاد فرار مىكند، به دنبال مأمن و پناهگاهى است، امّا پناهگاهى جز آتش جهنّم نمىیابد.)
فرار از جنگ، هم ذلّت دنیوى دارد، «باء بغضب» هم عذاب اخروى، «مأواه جهنّم» و فراریان عاقبتى بد در پیش دارند. «بئس المصیر»