وَٱذۡكُرُوٓاْ إِذۡ أَنتُمۡ قَلِيلٌ مُّسۡتَضۡعَفُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ تَخَافُونَ أَن يَتَخَطَّفَكُمُ ٱلنَّاسُ فَـَٔاوَىٰكُمۡ وَأَيَّدَكُم بِنَصۡرِهِۦ وَرَزَقَكُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَـٰتِ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ
26
وَٱذۡكُرُوٓاْ إِذۡ أَنتُمۡ قَلِيلٌ مُّسۡتَضۡعَفُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ تَخَافُونَ أَن يَتَخَطَّفَكُمُ ٱلنَّاسُ فَـَٔاوَىٰكُمۡ وَأَيَّدَكُم بِنَصۡرِهِۦ وَرَزَقَكُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَـٰتِ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ
26
مسلمانان مكّه قبل از هجرت پیامبر به مدینه، همواره مورد اذیّت و آزار و شكنجهى مشركان بودند، لذا با سفارش و تدبیر پیامبر به صورت فردى یا دستهجمعى به دیگر مناطق هجرت مىكردند؛ بعضى به حبشه، بعضى به یمن و طائف و برخى به شعب ابىطالب رفتند و پیوسته در ترس و اضطراب بودند و هنگامى كه به مدینه مهاجرت كردند، هیچ خانه و كاشانهاى نداشتند و عدّهى بسیارى از آنان جزو اصحاب صُفّه ودر مسجد پیامبر جاى گرفته بودند. انصار نیز در اوائل هجرت پیامبر به مدینه، در فقر و ندارى و قحطى گرفتار بودند به حدّى كه به دانهاى خرما بسنده مىكردند، به علاوه گرفتار اذیّت و آزار یهودیان نیز بودند.
امّا در اواخر بعثت، خداوند به مسلمانان مكنت و توانایى داد وبه چنان قدرتى رسیدند كه اهل ذمّه به آنان جزیه مىدادند و یا مشركان همواره در ترس و اضطراب از كشته و اسیرشدن و به غلامى و كنیزى گرفتار شدن توسط مسلمانان بودند و بعضى نیز با طوع و رغبت اموال خود را تقدیم مسلمانان مىكردند. 481 در اینجا خداوند ضعف و ناتوانى آنان را یادآور مىشود تا شكرگزار قدرت و امنیّت موجود باشند.
در ابتدا تعداد مسلمانان، بسیار كم بود. (كلمه «قلیل» به جاى «قلیلون»، تأكید بر كم بودن است)
مسلمانان در مكّه تا پیش از هجرت به مدینه، دائماً ترس و دلهره داشتند. «تخافون» (فعل مضارع، نشانهى استمرار است)
در راه حقّ، از كمى نفرات وناتوانى وآوارگى نهراسیم، «واذكروا اذ انتم قلیل» كه یارى خداوند حتمى است. «فاواكم و ایّدكم...»
امنیّت «فاواكم»، توان رزمى و پیروزى «ایّدكم بنصره» و بهبود امكانات اقتصادى «رزقكم من الطیّبات»، از نعمتهاى ویژه الهى مىباشد.
یادآورى روزهاى ضعف و مقایسه آن با روزهاى پیروزى، مایهى شكرگزارى و عشق و توكّل به خداوند است. «واذكروا... لعلّكم تشكرون»
در سایهى ایمان، خداوند به گروه اندكِ ضعیفِ هراسناك، عزّت و قدرت و مكنت مىبخشد. (كلّ آیه)