سوره انفال - آیات 2 تا 3 جزء 9 - صفحه 177

    إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَجِلَتۡ قُلُوبُهُمۡ وَإِذَا تُلِيَتۡ عَلَيۡهِمۡ ءَايَـٰتُهُۥ زَادَتۡهُمۡ إِيمَـٰنًا وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ

    2

    ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَمِمَّا رَزَقۡنَـٰهُمۡ يُنفِقُونَ

    3

تفسیر نور
مؤمنان، تنها كسانى هستند كه هرگاه نام خدا برده شود، دلهایشان (از عظمت او) لرزان شود و هرگاه آیات خدا بر آنان تلاوت شود، ایمانشان را مى‌افزاید و تنها برپروردگارشان توكّل مى‌كنند. آنان كه نماز را برپا مى‌دارند و از آنچه به ایشان روزى داده‌ایم، (به محرومان) انفاق مى‌كنند.

نکته‌ها
خداوند در آیه 2 مى‌فرماید: «اذا ذُكِر اللّه وَجلَت قلوبهم»، یاد خداوند دلهاى مؤمنان را مضطرب مى‌كند، ولى در جاى دیگر مى‌فرماید: «ألا بذكر اللّه تَطمئنّ القلوب» 420 ، با یاد خداوند دلها آرام مى‌گیرد. این دو آیه با هم منافاتى ندارد، زیرا در یك جا ترس از عظمت خداوند است و در جاى دیگر اطمینان به خداوند است. چنانكه در آیه‌اى دیگر مى‌خوانیم: «اللّه نَزّل احسن الحدیث كتاباً متشابهاً تَقشَعِرّ منه جلود الّذین یَخشون ربّهم ثمّ تلین جلودهم و قلوبهم الى ذكر اللّه» 421 كسانى كه از خداوند خشیت دارند با خواندن و شنیدن قرآن پوست بدنشان مى‌لرزد و پس از مدّتى آرام شده و دلهایشان نرم مى‌شود.

آرى، یاد قهر و عقاب الهى دل مؤمن را مى‌لرزاند و با یاد لطف و مهر الهى، دلش آرام مى‌گیرد، همچون كودكى كه از والدین خود هم مى‌ترسد، هم به آنان دلگرم است.

«وَجل»، به حالت اضطراب 422 و خوف و ترس انسان گفته مى‌شود كه گاهى به خاطر درك مسئولیّت‌ها و احتمال عدم انجام وظایف است و گاهى به خاطر درك عظمت مقام و هیبت الهى است. لذا در قرآن مى‌خوانیم: «انّما یَخشَى اللّه من عباده العلماء» 423 ، تنها بندگان عالم و آگاه، از خداوند خشیت دارند. 424


420) رعد، 28

421) زمر، 23

422) التحقیق‌فى‌كلمات‌القرآن‌

423) فاطر، 28

424) تفسیر نمونه‌

پیام‌ها
آنكه با شنیدن نداى اذان و آیات الهى بى‌تفاوت باشد، باید در كمال ایمان خود شك كند. «انّما المؤمنون اذا ذُكر اللّه وَجِلَت»

ذكر نام خدا از سوى هركس باشد، در مؤمن اثر مى‌گذارد. «اذا ذُكر اللّه وَجِلَت»

ایمان، با عشق و خشیت درونى همراه است. «المؤمنون... وَجِلت قلوبهم»

ایمان، مراتب ودرجاتى دارد وقابل كاهش وافزایش است. «زادتهم ایماناً»

ترسى كه ریشه در جهل داشته باشد بد است، ولى ترسى كه از معرفت سرچشمه بگیرد پسندیده است. «المؤمنون ... وجلت»

هر آیه‌ى قرآن، حجّت و دلیل و نورى است كه مى‌تواند بر ایمان بیفزاید. «اذا تلیت... زادتهم ایماناً»

مؤمن، میان بیم و امید است. «المؤمنون، وجلت قلوبهم، یتوكّلون»

كسى كه تنها خداوند را ربّ خود مى‌داند، تنها به او توكّل مى‌كند. «على ربّهم یتوكّلون»

نشانه‌ى ایمان آن است كه ابتدا دل مؤمن با یاد خدا خشیت پیدا مى‌كند، «وَجِلَت قلوبُهم»، سپس با تلاوت و یادآورى آیات الهى، بر ایمانش افزوده مى‌شود، «زادتهم ایماناً» و توكّل بر خدا نموده، «یتوكّلون» نماز را به پا مى‌دارد، «یقیمون» و به دیگران نیز كمك مى‌نماید. «ینفقون»

رفتار انسان، برخاسته از انگیزه‌ها، دیدگاه‌ها و اعتقادات اوست. «انّما المؤمنون... یقیمون... ینفقون»

اسلام، انفاق بخشى از مال و دارایى را لازم دانسته است، نه تمام آن را. «ممّا رزقناهم ینفقون» (یكى از معانى «مِن»، تبعیض است)

نماز و انفاق مؤمن مقطعى نیست، بلكه مستمرّ ودائمى است. «یقیمون... ینفقون»

انفاق، باید از مال حلال و روزى الهى باشد. «ممّا رزقناهم ینفقون»

مؤمن، دارایى خود را بخشش الهى مى‌داند، نه محصول دسترنج خویش و این عقیده، گذشت و انفاق را بر او آسان مى‌كند. «ممّا رزقناهم ینفقون»