سوره انفال - آیات 58 تا 59 جزء 10 - صفحه 184

    وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِن قَوۡمٍ خِيَانَةً فَٱنۢبِذۡ إِلَيۡهِمۡ عَلَىٰ سَوَآءٍ‌ۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡخَآئِنِينَ

    58

    وَلَا يَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ سَبَقُوٓاْ‌ۚ إِنَّهُمۡ لَا يُعۡجِزُونَ

    59

تفسیر نور
و اگر خوف آن داشتى كه گروهى (در پیمان) خیانت كنند، تو نیز عهدشان را به سوى آنان بیانداز (و آن را لغو كن، یا به آنان اعلام كن كه همانند خودشان عمل‌خواهى كرد.) همانا خداوند خائنان را دوست ندارد. وآنان كه كفرورزیده‌اند گمان نكنند كه پیش افتاده‌اند (واز قلمرو ما بیرون رفته‌اند،) زیرا آنها نمى‌توانند (ما را) ناتوان كنند.

نکته‌ها
«فأنبذ الیهم» از «نَبذ»، به معناى افكندن است. مراد از افكندنِ پیمان به طرف دشمن، این است كه قبلاً به آنان اعلام كنید و سپس پیمان را لغو نمایید تا غافلگیر نشوند و شما هم ناجوانمردى نكرده باشید.

«على‌ سواء»، یا به معناى مقابله به مثل است، یعنى همان گونه كه آنان در فكر توطئه و پیمان شكنى‌اند، شما هم پیمان را لغو كنید. یا به معناى رفتار عادلانه با دشمن است. 551

آیه در مورد آنجایى است كه شواهد وقرائنى بر توطئه و خیانت دشمن وجود دارد، كه براى پیشگیرى باید در لغو پیمان پیشدستى نمود.


551) تفاسیر نمونه والمیزان‌
پیام‌ها
در مسائل مهم نظامى و اجتماعى، منتظر وقوع خیانت نباشید، بلكه باید با احتمال خیانت نیز اقدام كرد. «و امّا تخافنّ... خیانة»

اسلام به قراردادها و معاهدات خود پایبند است و تا خوف خیانتى نیست، وفا لازم است. «و امّا تخافنّ... خیانة فأنبذ الیهم»

تشخیص شواهد و قرائن خیانت و تصمیم بر الغاى قراردادها و بى‌اعتبارى تعهّدات، از اختیارات رهبر جامعه اسلامى است. «فأنبذ الیهم» (مخاطب شخص پیامبر است، نه امّت اسلامى)

پایبندى به معاهدات، تا زمانى است كه بیم توطئه نباشد، وگرنه اعلام انصراف مى‌شود. «فأنبذ الیهم»

حتّى اگر از خیانت دشمن بیم دارید، ناجوانمردى نكنید و لغو پیمان را اعلام كنید. «فانبذ الیهم»

با دشمن هم عدل وانصاف داشته باشید. «على سواء»، یعنى بالعدل. 552

لغو قرار داد از روى مقابله به مثل، عادلانه است. «على سواء»

خیانت از هركه باشد حرام و زشت است، چه كافر و چه مسلمان. «انّ اللّه لایحبّ الخائنین»

جنگ، قبل از اعلام با كسانى كه سابقه‌ى پیمان داشته‌ایم، خیانت است. «فأنبذ الیهم... انّ اللّه لا یحبّ الخائنین»

از سنّت‌هاى الهى نمى‌توان پیشى گرفت. «یا یحسبنّ... سبقوا»

چنان ابتكار عمل را به دست گیرید كه كفار خیال نكنند بر شما پیشى گرفته‌اند. «لایحسبنّ الّذین كفروا سبقوا»

كافران، با خیانت به جایى نمى‌رسند. «لایعجزون»


552) تفسیر المیزان‌