إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنفَطَرَتۡ
1
إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنفَطَرَتۡ
1
وَإِذَا ٱلۡكَوَاكِبُ ٱنتَثَرَتۡ
2
وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ فُجِّرَتۡ
3
وَإِذَا ٱلۡقُبُورُ بُعۡثِرَتۡ
4
عَلِمَتۡ نَفۡسٌ مَّا قَدَّمَتۡ وَأَخَّرَتۡ
5
«اِنتثار» به معناى پراكندگى است و به چیزى كه بر سر عروس مىریزند، نثار گویند.
«فَجر» به معناى بروز شكاف و باز شدن راه است و «تفجیر»، بیانگر عظمت و شدّت شكافته شدن كوههاست.
در كلمه «بُعثر» هم معناى «بعث» (به پا خواستن) است و هم معناى «ثور» (دگرگون شدن)، لذا راغب در مفردات گفته است كه بعید نیست فعل «بُعثر» مركّب از این دو فعل باشد، یعنى زیر و رو شدن خاكها و برپاخاستن مردگان.
پیوند میان آسمان و زمین و دریا و خشكى به گونهاى است كه هرگاه نظام یكى از آنها به هم بخورد، نظام همه چیز به هم مىخورد.
معاد جسمانى است و مردگان از قبر برمىخیزند. «اذا القبور بعثرت»
به هم ریختن نظام هستى، مقدّمه رستاخیز و رستاخیز، براى حساب و كتاب و جزاى اعمال انسانهاست. «علمت نفس ما قدّمت...»
در قیامت ظرفیّت انسان توسعه مىیابد و همه كارهاى گذشته را به یاد مىآورد. «علمت نفس ما قدّمت»
انسان، هم باید به فكر گذشته خود باشد، تا اگر خلافى كرده توبه كند و هم به فكر پس از مرگ خود باشد تا یادگار خوبى از خود بجاى گذارد. «ما قدّمت و اخّرت»
در قیامت، انسان هم به آنچه عمل كرده آگاه مىشود و هم به آثار خوب یا بد اعمال خود. «ما قدّمت و اخّرت»
در قیامت، انسان به كارهایى كه مىتوانسته بكند و به تأخیر انداخته و انجام نداده پى مىبرد. «علمت... ما اخّرت» و شاید مراد از «اخّرت» كارهایى است كه بازدهى آن پس از مرگ به ایشان مىرسد. مانند تألیف كتاب یا بناى فساد.