كَلَّا بَلۡۜ رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِم مَّا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ
14
كَلَّا بَلۡۜ رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِم مَّا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ
14
كَلَّآ إِنَّهُمۡ عَن رَّبِّهِمۡ يَوۡمَئِذٍ لَّمَحۡجُوبُونَ
15
ثُمَّ إِنَّهُمۡ لَصَالُواْ ٱلۡجَحِيمِ
16
ثُمَّ يُقَالُ هَـٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ
17
امام باقر علیه السلام فرمود: هیچ بندهاى نیست مگر آنكه قلبش سفید است. با انجام هر گناه، در آن سفیدى نقطهى سیاهى پدید مىآید و اگر توبه كند، آن سیاهى محو مىشود و اگر اصرار بر گناه كند، سیاهى توسعه یافته و تمام سفیدى قلب را فرامىگیرد و دیگر انسان به خیر و سعادت برنمىگردد.11
امام رضاعلیه السلام فرمود: مراد از «انّهم عن ربّهم یومئذ لمحجوبون» آن است كه از پاداش خداوند محرومند وگرنه خداوند مكان ندارد.12
11) تفسیر نور الثقلین.
12) توحید صدوق، ص 162.
گناه، روح انسان را دگرگون و از درك حق باز مىدارد. «بل ران على قلوبهم ما كانوا یكسبون»
فطرت انسان سالم است، آنچه آن را مىپوشاند، گناه است. «ران على قلوبهم»
در فرهنگ قرآن، قلب و روح مركز درك حقایق است. «ران على قلوبهم»
اصرار و تداوم بر گناه، سبب زنگار قلب است. «ما كانوا یكسبون»
عمل، سرمایه انسان است كه با آن، خوبىها یا بدىها را كسب مىكند. «كانوا یكسبون»
زنگار گناه كه در دنیا مانع درك حقیقت است، در آخرت نیز مانع دریافت الطاف الهى مىشود. «انهم عن ربّهم یومئذ لمحجوبون»
مأموران دوزخ، دوزخیان را سرزنش مىكنند. «ثم یقال هذا الّذى كنتم به تكذّبون»