وَقَالَتِ ٱلۡيَهُودُ عُزَيۡرٌ ٱبۡنُ ٱللَّهِ وَقَالَتِ ٱلنَّصَـٰرَى ٱلۡمَسِيحُ ٱبۡنُ ٱللَّهِ ذَٰلِكَ قَوۡلُهُم بِأَفۡوَٰهِهِمۡ يُضَـٰهِـُٔونَ قَوۡلَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبۡلُۚ قَـٰتَلَهُمُ ٱللَّهُ أَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ
30
وَقَالَتِ ٱلۡيَهُودُ عُزَيۡرٌ ٱبۡنُ ٱللَّهِ وَقَالَتِ ٱلنَّصَـٰرَى ٱلۡمَسِيحُ ٱبۡنُ ٱللَّهِ ذَٰلِكَ قَوۡلُهُم بِأَفۡوَٰهِهِمۡ يُضَـٰهِـُٔونَ قَوۡلَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبۡلُۚ قَـٰتَلَهُمُ ٱللَّهُ أَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ
30
عُزیر یكى از علماى بزرگ یهود بود كه لقب «مُنجىِ یهود» یافت. زیرا پس از واقعهى قتل عام مردم به دست بختالنصر و خرابى معبدها و سوزاندن تورات و اسارت زنان و فتح بابل توسّط كورش، عُزیر نزد كورش آمد و از او خواست كه به یهودیان سروسامانى بخشد.
این آیه، به گونهاى توضیح و دلیل آیهى قبل است كه فرمود: اهل كتاب به خدا و قیامت ایمان ندارند.
محقّقان معتقدند بسیارى از معارف تورات و انجیل، با خرافات بودائیان و برهمائیان و یونانیان آمیخته شده است، حتّى بسیارى از داستانهاى انجیل، عیناً در مذهب بودا و برهمایى دیده مىشود. البتّه یهودیان امروز، عُزیر را فرزند خدا نمىدانند، ولى در زمان پیامبر اسلامصلى الله علیه وآله، چنین عقیدهاى داشته و در مقابل سؤال پیامبر كه «با اینكه مقام موسى بالاتر است، چرا او را فرزند خدا نمىدانید؟» جوابى نداشتند. 40
دربارهى شخصیّتهاى دینى والهى نباید غلّو كرد. «عزیرابن اللّه... المسیح...»
عقاید یهود و نصارى، آمیخته به خرافات است. «ذلك قولهم بافواههم»
مشركان، بتها را شریك خدا و فرشتگان را دختران خدا مىدانستند، یهود و نصارى، عُزیر و عیسى را پسر خدا، از این جهت كلامشان به كلام كفّار شباهت داشت. «یضاهئون قول الذین كفروا»
ریشهى خرافات در مذهب یهود و نصارى، در عقاید كفّار پیشین است. 41 «یضاهئون قول الذین كفروا من قبل»