ٱتَّخَذُوٓاْ أَحۡبَارَهُمۡ وَرُهۡبَـٰنَهُمۡ أَرۡبَابًا مِّن دُونِ ٱللَّهِ وَٱلۡمَسِيحَ ٱبۡنَ مَرۡيَمَ وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعۡبُدُوٓاْ إِلَـٰهًا وَٰحِدًا لَّآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَۚ سُبۡحَـٰنَهُۥ عَمَّا يُشۡرِكُونَ
31
ٱتَّخَذُوٓاْ أَحۡبَارَهُمۡ وَرُهۡبَـٰنَهُمۡ أَرۡبَابًا مِّن دُونِ ٱللَّهِ وَٱلۡمَسِيحَ ٱبۡنَ مَرۡيَمَ وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعۡبُدُوٓاْ إِلَـٰهًا وَٰحِدًا لَّآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَۚ سُبۡحَـٰنَهُۥ عَمَّا يُشۡرِكُونَ
31
اطاعت بىقید و شرط از احبار و راهبان، نوعى پرستش آنان است و امام صادقعلیه السلام فرمود: «مَن اطاعَ رجلاً فى معصیة اللَّهِ فقد عَبَدَه» هر كس در راه معصیت خدا، از دیگرى پیروى كند، او را پرستش نموده است. 42
امام صادقعلیه السلام فرمود: اهل كتاب براى علماى خود، نماز و روزه انجام نمىدادند، بلكه علماى آنان حرامهایى را حلال و حلالهایى را حرام كرده بودند و مردم از آنان پیروى مىكردند. 43
در قیامت، مشركان از اینكه خدا را با شركاى دیگر برابر پنداشتهاند، حسرت مىخورند و مىگویند: «تاللَّه اِن كنّا لفى ضلالٍ مبینٍ اذ نُسوّیكم بربّ العالمین» 44
43) بحار، ج2، ص 98.
انسانپرستى به هر شكل، شرك است. هیچ شخصیّتى نباید بت شود. «اتّخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون اللَّه»
پیامبرِ معصوم كه همهى فكر و هدفش خداست، حسابى جدا از علما دارد، لذا نام مسیح جداگانه مطرح شده است. «احبارهم و رهبانهم... و المسیح»
عشقها، دوستىها و اطاعتها باید حدّ و مرز داشته باشد. هر نوع نظام، قطب، مراد، مرشد، اطاعت تشكیلاتى و حزبى و...، اگر سرچشمهاش وحى و امر خدا نباشد، شرك است. «اتّخذوا... اربابا من دون اللَّه»
خطر انحراف از توحید به شرك، همیشه و همه جا بوده است. «اتّخذوا... اربابا من دون اللَّه»
تنها خداوند حقّ قانونگذارى دارد. آنان كه قانون غیرخدا را مىپذیرند، از مدار اسلام، خارجند. «اتّخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون اللَّه»
غلوّ و زیادهروى دربارهى انبیا، پرستش انبیا و یا آنان را فرزند خدا دانستن، شرك است. «سبحانه عمّا یشركون»