لَا تَعۡتَذِرُواْ قَدۡ كَفَرۡتُم بَعۡدَ إِيمَـٰنِكُمۡۚ إِن نَّعۡفُ عَن طَآئِفَةٍ مِّنكُمۡ نُعَذِّبۡ طَآئِفَةَۢ بِأَنَّهُمۡ كَانُواْ مُجۡرِمِينَ
66
لَا تَعۡتَذِرُواْ قَدۡ كَفَرۡتُم بَعۡدَ إِيمَـٰنِكُمۡۚ إِن نَّعۡفُ عَن طَآئِفَةٍ مِّنكُمۡ نُعَذِّبۡ طَآئِفَةَۢ بِأَنَّهُمۡ كَانُواْ مُجۡرِمِينَ
66
الف: آنان كه توبه كنند. 111
ب: آنان كه در حاشیه و كنار استهزاكنندگان بودهاند. 112 ولى از سردمداران آنان پذیرفته نمىشود.
ج: آنان كه عفوشان به مصلحت نظام و حكومت است. 113
د: آنان كه تنها مدّت كوتاهى منحرف شدند، در مقابل آنان كه جرمشان ریشهدار و سابقهدار و همچنان استمرار دارد. «كانوا مجرمین»
112) تفسیر كبیرفخررازى.
113) تفسیر المیزان.
ارتداد، سبب نپذیرفتن هر عذرى است. «قد كفرتم بعد ایمانكم»
به ایمان امروز خود مغرور نشویم، چون خطرِ سوء عاقبت و مرتد شدن وجود دارد. «قد كفرتم بعد ایمانكم»
توهین و استهزا به خدا و پیامبر و آیات الهى، كفر است. «تستهزؤن، كفرتم»
منافق، در حقیقت كافر است. «كفرتم»
هنگام تهدیدِ مخالفان و منافقان توطئهگر، همهى راهها را نبندیم. «نعف»
بعضى از منافقان قابل عفوند، البتّه اگر توبه كنند. «نعف عن طائفة» (نفاق نیز داراى مراتبى است)
دلیل كیفرِ منافقان، كفر و جرم سابقهدار آنان است. «نعذّب... كانوا مجرمین»