وَجَآءَ ٱلۡمُعَذِّرُونَ مِنَ ٱلۡأَعۡرَابِ لِيُؤۡذَنَ لَهُمۡ وَقَعَدَ ٱلَّذِينَ كَذَبُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥۚ سَيُصِيبُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ
90
وَجَآءَ ٱلۡمُعَذِّرُونَ مِنَ ٱلۡأَعۡرَابِ لِيُؤۡذَنَ لَهُمۡ وَقَعَدَ ٱلَّذِينَ كَذَبُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥۚ سَيُصِيبُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ
90
برخى عذر واقعى داشتند و براى آن جهت مرخّصى مىگرفتند، ولى برخى بدون عذر، در جهاد شركت نكردند كه عذاب براى این گروه است.
«اَعراب»، بادیهنشینان را مىگویند كه در بیابانها زندگى مىكنند و از تمدّن شهرى دور ماندهاند.
جهاد، امرى حكومتى است نه فردى، لذا هم حضور در جبهه و هم تركِ آن باید با اجازهى رهبر مسلمانان باشد. 137 «جاء المعذّرون ... لیؤذن لهم»
آنان كه به فریضهى جهاد، بىاعتنایى كرده و در پى فرارند، در ایمانشان دروغ مىگویند. «كَذَبوا»
دروغ، تنها با زبان نیست، عمل انسان نیز گاهى نشانِ دروغ بودن ادّعاست. «قعد الذین كذبوا»
بهانهجویانِ براى گریز از تكلیف، بزودى تنبیه مىشوند. «المعذّرون... سیصیب... عذابٌ الیم»