سوره بقره - آیه 105 جزء 1 - صفحه 16

    مَّا يَوَدُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ وَلَا ٱلۡمُشۡرِكِينَ أَن يُنَزَّلَ عَلَيۡكُم مِّنۡ خَيۡرࣲ مِّن رَّبِّكُمۡۚ وَٱللَّهُ يَخۡتَصُّ بِرَحۡمَتِهِۦ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ

    105

تفسیر روایی
کافران اهل کتاب، و (همچنین) مشرکان، دوست ندارند که از سوی خداوند، خیر و برکتی بر شما نازل گردد؛ در حالی که خداوند، رحمت خود را به هر کس بخواهد، اختصاص می‌دهد؛ و خداوند، صاحب فضل بزرگ است.
1 (بقره/105)

الرّضا (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ ذَمَّ الْیَهُودَ وَ الْمُشْرِکِینَ وَ النَّوَاصِبَ فَقَالَ ما یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ الْیَهُودُ وَ النَّصَارَی وَ لَا الْمُشْرِکِینَ وَ لَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ الَّذِینَ هُمْ نَوَاصِبُ یَغْتَاظُونَ لِذِکْرِ اللَّهِ وَ ذِکْرِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ فَضَائِلِ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ إِبَانَتِهِ عَنْ شَرِیفِ فَضْلِهِ وَ مَحَلِّهِ أَنْ یُنَزَّلَ عَلَیْکُمْ مِنْ خَیْرٍ مِنْ رَبِّکُمْ مِنَ الْآیَاتِ الزَّائِدَاتِ فِی شَرَفِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ آلِهِمَا الطَّیِّبِینَ وَ لَا یَوَدُّونَ أَنْ یَنْزِلَ دَلِیلٌ مُعْجِزٌ مِنَ السَّمَاءِ یُبَیِّنُ عَنْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٍّ (علیه السلام) فَهُمْ لِأَجْلِ ذَلِکَ یَمْنَعُونَ أَهْلَ دِینِهِمْ مِنْ أَنْ یُحَاجُّوکَ مَخَافَهًَْ أَنْ تُبْهِرَهُمْ حُجَّتُکَ وَ تُفْحِمَهُمْ مُعْجِزَاتُکَ فَیُؤْمِنَ بِکَ عَوَامُّهُمْ أَوْ یَضْطَرِبُونَ عَلَی رُؤَسَائِهِمْ فَلِذَلِکَ یَصُدُّونَ مَنْ یُرِیدُ لِقَاءَکَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) لِیَعْرِفَ أَمْرَکَ بِأَنَّهُ لَطِیفٌ خَلَّاقٌ سَاحِرُ اللِّسَانِ لَا تراک {تَرَاهُ} وَ لَا یَرَاکَ خَیْرٌ لَکَ وَ أَسْلَمُ لِدِینِکَ وَ دُنْیَاکَ فَهُمْ بِمِثْلِ هَذَا یَصُدُّونَ الْعَوَامَّ عَنْکَ ... فَلَمَّا قَرَعَهُمْ بِهَذَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) حَضَرَهُ مِنْهُمْ جَمَاعَهًٌْ فَعَانَدُوهُ وَ قَالُوا: یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله)! إِنَّکَ تَدَّعِی عَلَی قُلُوبِنَا خِلَافَ مَا فِیهَا مَا نَکْرَهُ أَنْ یَنْزِلَ عَلَیْکَ حُجَّهًٌْ تَلْزَمُ الِانْقِیَادَ لَهَا فَنَنْقَادَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): أَمَا إِنْ عَانَدْتُمْ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) هَاهُنَا فَسَتُعَانِدُونَ رَبَّ الْعَالَمِینَ إِذَا أَنْطَقَ صَحَائِفُکُمْ بِأَعْمَالِکُمْ وَ تَقُولُونَ ظَلَمَتْنَا الْحَفَظَهًُْ وَ کَتَبُوا عَلَیْنَا مَا لَمْ نَجْتَرِمْهُ فَعِنْدَ ذَلِکَ یُسْتَشْهَدُ جَوَارِحُکُمْ فَتَشْهَدُ عَلَیْکُمْ. فَقَالُوا: لَا تُبَعِّدْ شَاهِدَکَ فَإِنَّهُ فِعْلُ الْکَذَّابِینَ بَیْنَنَا وَ بَیْنَ الْقِیَامَهًِْ بُعْدٌ أَرِنَا فِی أَنْفُسِنَا مَا تَدَّعِی لِنَعْلَمَ صِدْقَکَ وَ لَنْ تَفْعَلَهُ لِأَنَّکَ مِنَ الْکَذَّابِینَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لِعَلِیٍّ (علیه السلام): اسْتَشْهِدْ جَوَارِحَهُمْ فَاسْتَشْهَدَهَا عَلِیٌّ (علیه السلام) فَشَهِدَتْ کُلُّهَا عَلَیْهِمْ أَنَّهُمْ لَا یَوَدُّونَ أَنْ یَنْزِلَ عَلَی أُمَّهًِْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) عَلَی لِسَانِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) خَیْرٌ مِنْ عِنْدِ رَبِّکُمْ آیَهًٌْ بَیِّنَهًٌْ وَ حُجَّهًٌْ مُعْجِزَهًٌْ لِنُبُوَّتِهِ وَ إِمَامَهًِْ أَخِیهِ عَلِیٍّ (علیه السلام) مَخَافَهًَْ أَنْ تُبْهِرَهُمْ حُجَّتُهُ وَ یُؤْمِنَ بِهِ عَوَامُّهُمْ وَ یَضْطَرِبَ عَلَیْهِ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فَقَالُوا یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله)! لَسْنَا نَسْمَعُ هَذِهِ الشَّهَادَهًَْ الَّتِی تَدَّعِی أَنَّهَا تَشْهَدُ بِهَا جَوَارِحُنَا فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) یَا عَلِیُّ (علیه السلام)! هَؤُلَاءِ مِنَ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ إِنَّ الَّذِینَ حَقَّتْ عَلَیْهِمْ کَلِمَتُ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ وَ لَوْ جاءَتْهُمْ کُلُّ آیَةٍ ادْعُ عَلَیْهِمْ بِالْهَلَاکِ.

امام رضا (علیه السلام) خداوند یهود، مشرکان و ناصبی‌ها را سرزنش نموده و در این آیه فرمود: کافران اهل کتاب از یهودیان و مسیحیان و مشرکان که ناصبی (دشمن خدا) هستند که نام خدا و اسم محمّد (و فضائل علی (علیه السلام) را دوست ندارند و از آن خشمگین می‌شوند و اظهار فضل و شرف آن دو، خشم ایشان را می‌افزاید، دوست ندارند خیری از جانب خدا به شما برسد که موجب افزایش عظمت و شخصیت محمّد (علی (علیه السلام) و خاندان پاک آن دو گردد و دوست ندارند دلیل معجزه‌آسایی از آسمان فرودآید که موجب آشکارشدن مقام محمّد (و علی (علیه السلام) شود. به‌همین جهت مانع هم‌کیشان خود می‌شوند که با تو به استدلال بپردازند؛ [ازاینکه] مبادا بر آن‌ها پیروز شوی و معجزات تو آن‌ها را مجاب و مغلوب نماید و باعث ایمان‌آوردن عوام آن‌ها بشود و یا در مورد رؤسای خود تردید پیدا کنند. به همین جهت جلوی هرکس را که مایل به ملاقات توست، می‌گیرند تا تو را به عنوان یک ساحر زبان‌باز جلوه‌گر سازند. [به کسان خود] می‌گویند: «اگر او (پیامبر) را نبینی و او تو را نبیند برای تو بهتر است و موجب سلامتی دین و دنیای تو می‌شود». به‌وسیله‌ی چنین مسائلی جلوی عوام خود را می‌گرفتند ... وقتی پیامبراکرم (آن‌ها را مورد سرزنش قرارداد، گروهی از یهودان خدمت ایشان آمده و شروع به دشمنی کردند. گفتند: «ای محمّد (! تو ادّعای وجود چیزی در دل‌های ما می‌کنی که ما خود می‌دانیم صحیح نیست. ما بی‌میل نیستیم دلیلی بر تو نازل‌شود که موجب انقیاد و اطاعت ما از تو بشود». پیامبر (فرمود: «اگر شما اکنون با من دشمنی بورزید، در آینده نیز با خدا به دشمنی خواهیدپرداخت. وقتی نامه‌ی عمل شما گویا شود می‌گویید «خدایا ملائکه‌ی نویسنده به ما ستم رواداشته‌اند و چیزهایی را به ما نسبت‌داده‌اند که انجام‌نداده‌ایم». در چنین موقعی جوارح و اعضایتان علیه شما گواهی می‌دهند». گفتند: «چه استشهاد دور و بعیدی آوردی! این کار دروغگویان است. بین ما و قیامت فاصله بسیار است؛ در بین ما چیزی به ما نشان‌بده تا بفهمیم راست می‌گویی. [درحالی که تو] هرگز نمی‌توانی انجام دهی؛ چون دروغگو هستی»! پیامبراکرم (به علی (علیه السلام) فرمود: «جوارح آن‌ها را به شهادت بخواه» و امیرالمؤمنین (علیه السلام) اعضاء و جوارح ایشان را به شهادت خواست؛ تمام جوارح آن‌ها گواهی‌دادند که این‌ها دوست ندارند بر امّت محمّد (به زبان و دعای محمّد (خیری از جانب خدا و یا آیه‌ای روشنگر و حجّت و معجزه‌ای برای نبوّت آن جناب و امامت برادرش علی (علیه السلام) نازل شود؛ مبادا مغلوب شوند و عوام آن‌ها ایمان‌آورده و گروهی از آن‌ها از این دانشمندان سرپیچی کنند». [باز] گفتند: «ای محمّد (! ما این شهادت را نمی‌پذیریم که می‌گویی جوارح ما شهادت‌می‌دهند». پیامبراکرم (به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «اینها از کسانی هستند که خداوند درباره‌ی ایشان می‌گوید آنها که فرمان پروردگار تو بر آنان تحقّق یافته [و به‌جرم اعمالشان، توفیق هدایت را از آنها گرفته هرگز] ایمان نمی‌آورند و لو تمام نشانه‌ها و معجزات را برای آنها بیاوری» اینک آنها را نفرین کن تا هلاک شوند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۵۹۲ بحارالأنوار، ج۹، ص۳۳۳/ الإمام العسکری، ص۴۸۸؛ فیه «نفعل» بدلٌ «نجترمه»/ البرهان

2 (بقره/105)

الباقر (علیه السلام)- أنَّ المُرَادَ بِرَحمَتِهِ هَاهُنَا النّبُوَّهًُْ.

امام باقر (علیه السلام) منظور از بِرَحْمَتِهِ در اینجا نبوّت است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۵۹۴ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۱۴/ نورالثقلین

3 (بقره/105)

الصّادق (علیه السلام)- الْمُخْتَصُّ بِالرَّحْمَهًِْ نَبِیُّ اللَّهِ وَ وَصِیُّهُ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ مِائَهًَْ رَحْمَهًٍْ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ رَحْمَهًًْ عِنْدَهُ مَذْخُورَهًٌْ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ عِتْرَتِهِمَا وَ رَحْمَهًٌْ وَاحِدَهًٌْ مَبْسُوطَهًٌْ عَلَی سَائِرِ الْمَوْجُودِینَ.

امام صادق (علیه السلام) کسانی‌که رحمت خدا به آن‌ها اختصاص دارد پیامبراکرم (و وصیّ او (هستند. خداوند صد رحمت آفریده؛ نود و نُه قسمت آن برای حضرت محمّد (علی (علیه السلام) و عترت آن‌ها ذخیره و یک رحمت را برای سایر مردم گشوده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۵۹۴ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۶۱/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۸۱/ البرهان

4 (بقره/105)

امیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ لِلَّهِ الْخِیَرَهًُْ یَخْتَارُ مَنْ یَشَاءُ وَ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشاءُ یُؤْتِی الْحِکْمَهًَْ وَ الْعِلْمَ مَنْ یَشَاءُ ثُمَّ حَسَدُوا نَبِیَّنَا (صلی الله علیه و آله) أَلَا وَ نَحْنُ أَهْلُ الْبَیْتِ الَّذِینَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنَّا الرِّجْسَ وَ نَحْنُ الْمَحْسُودُونَ کَمَا حُسِدَ آبَاؤُنَا.

امام علی (علیه السلام) خیر فقط برای خداست؛ اوست که هرکس را بخواهد انتخاب و رحمتش را به هرکه بخواهد مختص می‌کند و علم و حکمت را به هرکه بخواهد می‌بخشد. سپس به پیامبر ما حسادت کردند؛ آگاه باشید که ما اهل‌بیتی هستیم که هر پلیدی از ما دور شده و به ما حسادت می‌ورزند همان‌طورکه نسبت به پدران ما حسادت ورزیدند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۵۹۴ بحارالأنوار، ج۳۲، ص۹۶

5 (بقره/105)

الرّضا (علیه السلام)- وَ اللهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ عَلَی مَنْ یُوَفِّقُهُ لِدِینِهِ وَ یَهْدِیهِ إِلَی مُوَالَاتِکَ وَ مُوَالَاهًِْ أَخِیکَ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام).

امام رضا (علیه السلام) وَ اللهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ یعنی خداوند هرکه را بخواهد ممتاز به رحمت خویش می‌نماید و به او توفیق هدایت به ولایت تو و ولایت برادرت علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) را می‌دهد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۵۹۴ بحارالأنوار، ج۹، ص۳۳۳/ الإمام العسکری، ص۴۸۸/ البرهان