فَلَعَلَّكَ تَارِكُۢ بَعۡضَ مَا يُوحَىٰٓ إِلَيۡكَ وَضَآئِقُۢ بِهِۦ صَدۡرُكَ أَن يَقُولُواْ لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ كَنزٌ أَوۡ جَآءَ مَعَهُۥ مَلَكٌۚ إِنَّمَآ أَنتَ نَذِيرٌۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٍ وَكِيلٌ
12
فَلَعَلَّكَ تَارِكُۢ بَعۡضَ مَا يُوحَىٰٓ إِلَيۡكَ وَضَآئِقُۢ بِهِۦ صَدۡرُكَ أَن يَقُولُواْ لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ كَنزٌ أَوۡ جَآءَ مَعَهُۥ مَلَكٌۚ إِنَّمَآ أَنتَ نَذِيرٌۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٍ وَكِيلٌ
12
ممكن است ترك بیان وحى تنها نسبت به برخى افراد لجوج بوده كه پیامبر صلى الله علیه وآله از هدایت آنان مأیوس بوده است، لكن خداوند مىفرماید: گرچه ایشان ایمان نخواهند آورد، امّا تو وظیفهى خودت را ترك نكن.
شاید معناى آیه این باشد كه كفّار افرادى بىتفاوت و بهانهگیر هستند كه گویا تو وحى ما را بر آنان نخواندهاى، و شاید مراد این باشد كه اندیشهى تأخیر و ترك ابلاغ برخى از آیات قرآن، مایهى دلتنگى تو است.
در شیوهى برخورد و ارشاد بجاى آنكه بگوییم: تو چنین هستى، بگوییم: گویا، شاید، مبادا چنین باشى. «فلعلك» بجاى «انّك»
كفّار علاوه بر اذیّتها و آزارهاى جسمانى، با بهانهگیرىهاى مختلف، پیامبرصلى الله علیه وآله را در فشار قرار مىدادند. «ضائق به صدرك ان یقولوا ...»
عقل مردم در چشم آنهاست، رسالت را در كنار ثروت مىپذیرند. «لولا انزل علیه كنزٌ»
ما ضامن وظیفه هستیم، نه نتیجه، تو به وظیفهات عمل كن، باقى امور را به خداوند واگذار. «انّما انت نذیر و اللّه على كل شیئ وكیل»
وظیفهى مبلّغ انذار مردم است، نه اجبار مردم به ایمان آوردن. «انّما انت نذیر»