قَالُواْ يَـٰصَـٰلِحُ قَدۡ كُنتَ فِينَا مَرۡجُوًّا قَبۡلَ هَـٰذَآ أَتَنۡهَىٰنَآ أَن نَّعۡبُدَ مَا يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدۡعُونَآ إِلَيۡهِ مُرِيبٍ
62
قَالُواْ يَـٰصَـٰلِحُ قَدۡ كُنتَ فِينَا مَرۡجُوًّا قَبۡلَ هَـٰذَآ أَتَنۡهَىٰنَآ أَن نَّعۡبُدَ مَا يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدۡعُونَآ إِلَيۡهِ مُرِيبٍ
62
تمجید و ستایش منحرفان، ما را در دعوت به حقّ سست نسازد. «قدكنت فینا مرجوّاً» (تعریف و تمجید دشمنان، بىغرض نیست)
انبیا، خط شكنان عقاید خرافى هستند.«أتنهانا»
عقاید انسان نباید صرفاً براساس رفتار نیاكان و گذشتگان باشد. «نعبد ما یعبد آباؤنا»
فرهنگ انسانها در طول قرون متمادى، بهم پیوسته و آمیخته شدهاند. «نعبد ما یعبد آباؤنا»
مردم براحتى از عقاید و باورهاى نیاكان خویش دست برنمىدارند.(توقّع اصلاح فورى نباید داشت) «انّنا لفى شك»
هر كلام و طرح تازهاى، براى عدّهاى از مردم مشكوك و مورد تردید است. «انّنا لفى شك»
اگر شك، مقدّمه و زمینهى تحقیق و ارشاد نباشد، بزرگترین عامل ركود و سقوط خواهد گردید. «شك...مریب»