سوره یوسف - آیه 62 جزء 13 - صفحه 242

    وَقَالَ لِفِتۡيَـٰنِهِ ٱجۡعَلُواْ بِضَـٰعَتَهُمۡ فِي رِحَالِهِمۡ لَعَلَّهُمۡ يَعۡرِفُونَهَآ إِذَا ٱنقَلَبُوٓاْ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِمۡ لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ

    62

تفسیر نور
و (یوسف) به غلامان خود گفت: آنچه را به عنوان قیمت پرداخته‌اند در بارهایشان بگذارید، تا چون به خانواده‌ى خود بازگردند آن را باز شناسند، به امید آنكه (بار دیگر) برگردند.

نکته‌ها
حضرت یوسف كه در آیات قبل از او با تعابیرى چون؛ «صادق، محسن، مخلص» یاد شده، یقیناً بیت المال را به پدر وبرادران خود نمى‌بخشد و ممكن است كه پول غلّه را از سهم و ملك شخصى خود داده باشد.

پول را برگرداند تا بى‌پولى، مانع سفر دوم آنها نشود. «لعلّهم یرجعون» علاوه بر آنكه برگرداندن پول، نشانه صمیمیّت و نداشتن سوءقصد از اصرار برآوردن برادر است و مخفیانه در بین كالا گذاردن نشانه بى‌منّت بودن وحفظ از دستبرد سارقین است.

یوسف كه دیروز برده و خدمتكار بود، امروز غلام و خدمتكار دارد. «لفتیانه» اما در هنگام ملاقات برادران، نه انتقام گرفت و نه گلایه‌اى نمود و نه كینه‌اى داشت. بلكه با برگرداندن سرمایه آنان، به آنها توجّه داد كه من شما را دوست مى‌دارم.

پیام‌ها
مدیر و رهبر لایق باید طرحهایش ابتكارى باشد. «اجعلوا»

بدى‌ها را با خوبى جبران كنید.«اجعلوا بضاعتهم»

صله رحم، یعنى كمك نمودن، نه معامله كردن. «اجعلوا بضاعتهم»

پول گرفتن در زمان نیاز از پدر پیر و برادران، با كرامت نفس سازگار نیست. «اِجعلوا بضاعتهم فى رحالهم»

یوسف، كار گذاردن بضاعت برادران را بر عهده چند نفر گذاشت تا هر گونه زمینه را براى اتهام مسدود كند و برده‌اى سوء استفاده نكند كه مبلغ را براى خود بردارد و بگوید در رحال مسافران گذاشتم. «اجعلوا بضاعتهم فى رحالهم»*

كمك به دیگران را حتّى الامكان مخفیانه انجام دهید. «فى رحالهم»*

نه انتقام و نه كینه، بلكه هدیه‌دادن براى ارتباط بعدى. «اجعلوا بضاعتهم فى رحالهم... لعلّهم یرجعون»

براى بازیافتن انسان‌ها، باید از پول گذشت. «اجعلوا بضاعتهم... لعلّهم یرجعون»

خوبى كردن بهترین وسیله جذب افراد است. «اجعلوا بضاعتهم... یرجعون»*

مسئولان، كارگزاران خود را نسبت به برنامه‌ها و طرحها كاملاً توجیه كنند تا مدیران موفقى باشند. (یوسف به همه فهماند كه هدف این كار، بازگشت این كاروان است) «لعلّهم یرجعون»*

در طرح‌ها و برنامه‌ها، یقین صددرصد به عملى شدن آن لازم نیست. «لعلّهم یرجعون»