وَلَقَدۡ كَذَّبَ أَصۡحَـٰبُ ٱلۡحِجۡرِ ٱلۡمُرۡسَلِينَ
80
وَلَقَدۡ كَذَّبَ أَصۡحَـٰبُ ٱلۡحِجۡرِ ٱلۡمُرۡسَلِينَ
80
وَءَاتَيۡنَـٰهُمۡ ءَايَـٰتِنَا فَكَانُواْ عَنۡهَا مُعۡرِضِينَ
81
وَكَانُواْ يَنۡحِتُونَ مِنَ ٱلۡجِبَالِ بُيُوتًا ءَامِنِينَ
82
فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلصَّيۡحَةُ مُصۡبِحِينَ
83
فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ
84
از كلمهى «مرسلین» استفاده مىشود: اصحابحِجر، غیر از حضرت صالح، پیامبران دیگر نیز داشتهاند، وبعضى مىگویند چون تكذیب یك پیامبر در واقع تكذیب همه انبیاست، لذا مرسلین آمده است.
مراد از «صیحه» در اینجا، صاعقه است، به دلیل آیه: «انذرتكم صاعقة مثل صاعقة عاد و ثمود»34
افراد لجوج فرصت فكر كردن به خود نمىدهند. «آتیناهم ... فكانوا...»
اعراض از حقّ وبىاعتنایى به مردان حقّ، براى گروهى یك عادت است. «فكانوا عنها معرضین»
به خانههاى سنگى و محكم مغرور نشوید، كه در برابر اراده الهى متلاشى مىشوند. «ینحتون من الجبال بیوتا ... فاخذتهم الصیحة»