فَإِنۡ أَعۡرَضُواْ فَقُلۡ أَنذَرۡتُكُمۡ صَـٰعِقَةً مِّثۡلَ صَـٰعِقَةِ عَادٍ وَثَمُودَ
13
فَإِنۡ أَعۡرَضُواْ فَقُلۡ أَنذَرۡتُكُمۡ صَـٰعِقَةً مِّثۡلَ صَـٰعِقَةِ عَادٍ وَثَمُودَ
13
إِذۡ جَآءَتۡهُمُ ٱلرُّسُلُ مِنۢ بَيۡنِ أَيۡدِيهِمۡ وَمِنۡ خَلۡفِهِمۡ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّا ٱللَّهَ قَالُواْ لَوۡ شَآءَ رَبُّنَا لَأَنزَلَ مَلَـٰٓئِكَةً فَإِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَـٰفِرُونَ
14
در حالى كه پیامبر باید از جنس خود ما باشد تا بتواند الگوى زندگى ما باشد و نیازهاى ما را درك كند.
براى اصلاح متكبّر، انذار ضرورى است. «انذرتكم»
انبیا هر بشارت و انذارى كه داشتند از طرف خداوند بود. «فقل انذرتكم»
همهى كیفرها در آخرت نیست. «مثل صاعقة عاد...»
تاریخ داراى سنّتهاى ثابتى است. «صاعقة مثل صاعقة عاد...»
قهر الهى بعد از اتمام حجّت است. «اذ جاءتهم الرسل»
پیامبران و مبلغان دینى باید در جامعه حضور فعال داشته و از هر سو تلاش نمایند. «اذ جاءتهم الرسل من بین ایدیهم و من خلقهم»
آمدن پیامبران پى در پى، نشانهى عنایت خداوند به ارشاد مردم است. «من بین ایدیهم...»
سرلوحهى وظایف انبیا، دعوت به توحید است. «الا تعبدوا الاّ اللّه»
هر مستكبرى براى انحراف خود، بهانه و توجیهى مىتراشد. «لو شاء ربّنا...»
مخالفت با انبیا سرسختانه بوده است. (در جمله «انا بما ارسلتم به كافرون» انواع تأكیدات به كار رفته است).
مخالفت كفّار، با مكتب الهى است نه با شخص پیامبر. «بما ارسلتم به كافرون»