ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ زِدۡنَـٰهُمۡ عَذَابًا فَوۡقَ ٱلۡعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يُفۡسِدُونَ
88
ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ زِدۡنَـٰهُمۡ عَذَابًا فَوۡقَ ٱلۡعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يُفۡسِدُونَ
88
الف: برخوردهاى مثبت:
گروهى در انتظار فهم راه خدا وپیمودن آنهستند. «عسى ربّى انیهدینى سواءالسبیل»51
گروهى به خاطر خدا هجرت مىكنند. «و من یهاجر فى سبیل اللَّه»52
گروهى به خاطر در راه خدا بودن محاصره مىشوند. «احصروا فى سبیل اللَّه»53
گروهى در راه خدا آزار را تحمّل مىكنند. «اوذوا فى سبیلى»54
گروهى منادى دعوت دیگران به راه خدا مىشوند. «ادع الى سبیل ربّك»55
گروهى در راه خدا هرگز سست نمىشوند. «فما وهنوا لما اصابهم فى سبیل اللَّه»56
گروهى در راه خدا مىجنگند. «یقاتلون فى سبیل اللَّه»57
گروهى كشته مىشوند. «قتلوا فى سبیل اللَّه»58
ب: برخوردهاى منفى:
گروهى خیال مىكنند در راه خدا هستند. «یحسبون انهم مهتدون»59
گروهى راه خدا را كج مىخواهند. «یبغونها عوجا»60
گروهى راه خدا را بر دیگران مىبندند. «یصدّون عن سبیل اللَّه»61
گروهى براى بستن راه خدا پولها خرج مىكنند. «ینفقوناموالهم لیصدوا عنسبیلاللَّه»62
حساب رهبران كفر كه با قلم و بیان و امكانات، راه خدا را مىبندند، از حساب افراد عادّى جداست. «زدناهم عذاباً فوق العذاب»
مفسد فىالارض تنها كسانى كه امنیّت جامعه را بهم مىزنند نیستند، بلكه هر فرد یا گروهى كه به هر شكلى، مانع رشد معنوى جامعه شود، مفسد است. «الّذین كفروا و صدّوا ... بما كانوا یفسدون»