وَقُرۡءَانًا فَرَقۡنَـٰهُ لِتَقۡرَأَهُۥ عَلَى ٱلنَّاسِ عَلَىٰ مُكۡثٍ وَنَزَّلۡنَـٰهُ تَنزِيلًا
106
وَقُرۡءَانًا فَرَقۡنَـٰهُ لِتَقۡرَأَهُۥ عَلَى ٱلنَّاسِ عَلَىٰ مُكۡثٍ وَنَزَّلۡنَـٰهُ تَنزِيلًا
106
آیات قرآن چون با حوادث مختلف ارتباط دارد و براى رفع نیاز همهى طبقات در طول تاریخ است، بخش بخش نازل شده تا با رویدادهاى گوناگون، تطبیق داشته و براى منتظران دلچسبتر باشد. مثلاً اگر آیات جهاد در زمان صلح نازل مىشد، در جایگاه واقعى خود نبود.
تدریج، یكى از سنّتهاى الهى است، چه در آفرینش، كه جهان را در شش روز آفرید و چه در نزول قرآن، با آنكه مىتوانست یكباره نازل كند یا بیافریند.
نزول تدریجى آیات قرآن براى آن بود كه علم به آن توأم با عمل به آن شود. البتّه از نزول تدریجى قرآن، ارتباط دائمى پیامبر صلى الله علیه وآله با مبدأ وحى نیز استفاده مىشود.
تعلیم و تربیت و ارشاد، باید تدریجى باشد. «فرقناه، على مُكثٍ»
تلاوت تدریجى قرآن، شنونده را براى آیات دیگر تشنه و منتظر مىكند. «على مُكثٍ» «مُكث» آرامش همراه اطمینان است.
یك مربّى و مصلح، باید براى دراز مدّت برنامه داشته باشد و از زمان و نیازمندىهاى جدید غافل نباشد. «على مُكثٍ»
گرچه روح بزرگ پیامبر ظرفیّت دریافت همهى وحى را یكجا دارد، امّا مردم كم ظرفیّتند و باید به تدریج آن را دریابند. «لتقرأه على النّاس على مُكثٍ»
قرآن، علاوه بر جنبهى تعلیمى، جنبهى اجرایى هم دارد كه باید به تدریج اجرا شود. اجراى صدها دستور در جامعهاى كه صدها فساد دارد، یكباره محال است. «نزّلناه تنزیلا»