وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ ٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُۚ إِنَّ ٱلشَّيۡطَـٰنَ يَنزَغُ بَيۡنَهُمۡۚ إِنَّ ٱلشَّيۡطَـٰنَ كَانَ لِلۡإِنسَـٰنِ عَدُوًّا مُّبِينًا
53
وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ ٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُۚ إِنَّ ٱلشَّيۡطَـٰنَ يَنزَغُ بَيۡنَهُمۡۚ إِنَّ ٱلشَّيۡطَـٰنَ كَانَ لِلۡإِنسَـٰنِ عَدُوًّا مُّبِينًا
53
گویا مسلمانان در نحوهى برخورد با كفّار ونیشخندهاى آنان و نحوهى مقابله به مثل، سؤالاتى داشتند كه آیه با «قل» پاسخ داده است، چرا كه گاهى بدگویى به بتهاى كفّار، آنان را گستاخ مىكرد كه آنان نیز به خداوند ناسزا گویند.
«كلام احسن» شامل هر نوع سخن شایسته است، همچون: سلام، دعا، ارشاد، اظهار محبّت، امربهمعروف و نهى از منكر، ذكر خدا، توبه و استغفار و امثال آن.
كلام و گفتار خوب، زمینهساز محبّت، و سخنناروا، زمینهساز انواع وسوسههاى شیطانى است. آرى سخن نیكو، زمینهى وسوسه را مىزداید. «یقولوا الّتى هى احسن انّ الشیطان ینزغ...»
لازمهى عبودیّت، خوشگفتارى با دیگران است. «لعبادى، یقولوا الّتى هى احسن»
القاى دشمنى میان مردم، كار شیطان است و كسى كه چنین كند، همكار شیطان است. «ینزغ بینهم»
شیطان، همواره دشمن انسان بوده و در دشمنى لحظهاى درنگ نكرده است. «اِنّ الشیطان كان للانسان عدوّا»
شیطان در فتنهگرى ودشمنىبا انسان، بسیار جدّى است.«اِنّ...كان... عدوّاًمبینا»