وَنُنَزِّلُ مِنَ ٱلۡقُرۡءَانِ مَا هُوَ شِفَآءٌ وَرَحۡمَةٌ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ ٱلظَّـٰلِمِينَ إِلَّا خَسَارًا
82
وَنُنَزِّلُ مِنَ ٱلۡقُرۡءَانِ مَا هُوَ شِفَآءٌ وَرَحۡمَةٌ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ ٱلظَّـٰلِمِينَ إِلَّا خَسَارًا
82
با آنكه قرآن براى هدایتِ همه است؛ «هُدىً للنّاس»199 ولى تنها كسانى از این نور بهره مىبرند كه پنجرهى روح خود را به سوى آن باز كنند و لجاجت و عناد را كنار گذاشته، با روحى سالم به سراغ قرآن روند؛ «هُدىً للمتّقین»200 و لذا لجوجانِ بیماردل را جز خسارت نمىافزاید. مانند باران كه وقتى بر مردارى ببارد، بوى تعفّن برخیزد، هر چند باران زلال و پاك است.
استدلال قرآن، ركود فكرى را شفا مىدهد؛ موعظهى قرآن، قساوت را درمان مىكند؛ تاریخ قرآن تحیّر را برطرف مىسازد؛ زیبایى آهنگ و فصاحتش روح فرارى را جذب مىكند؛ قوانین و احكامش عادات خرافى را ریشه كن مىسازد؛ تلاوت و تدبر در آن، بیمارى غفلت را شفا مىبخشد؛ تبرّك به آن، امراض جسمى را شفا مىدهد و رهنمودهاى آن، تاریكىها را روشن مىكند.
شفاى قرآن با شفاى داروهاى مادّى تفاوتهاى زیادى دارد. داروى قرآن، ضررى را به دنبال ندارد، كهنه نمىشود و تاریخ مصرف ندارد. شفا یافتهى قرآن عامل شفاى دیگران مىشود. در نسخهى شفاى قرآن اشتباه نیست، همیشه و در اختیار همه است، طبیب این دارو، هم ما را مىشناسد، هم دوستمان دارد و هم نتیجهى نسخهاش ابدى است، نسخه و داروى او هم مشابه ندارد.
حضرت على علیه السلام مىفرماید: «فانّ القرآن شفاءٌ من اكبر داء و هوالكفر و النفاق و الغى و الضلال»201، قرآن درمان بزرگترین دردهاست كه كفر و نفاق و گمراهى باشد.
خداوند رحمت را بر خود لازم نموده است: «كتب على نفسه الرحمة»202 و پیامبرش را براى جهانیان، رحمت قرار داده است، «رحمة للعالمین»203 هم امّتش نسبت به هم رحمت دارند، «رحماء بینهم»204 و هم كتابش رحمت است. «شفاء و رحمة»
201) نهجالبلاغه، خطبه 176.
آنچه از سوى خداى رحمان و رحیم باشد، رحمت است. «رحمة للمؤمنین»
چون كافران به اوامر و نواهى قرآن عمل نمىكنند، نزول هر دستور، جرمشان را بیشتر و خسارتشان را افزونتر مىسازد. «لایزیدالظالمین الا خساراً»