قُل لِّمَن مَّا فِي ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ قُل لِّلَّهِۚ كَتَبَ عَلَىٰ نَفۡسِهِ ٱلرَّحۡمَةَۚ لَيَجۡمَعَنَّكُمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَـٰمَةِ لَا رَيۡبَ فِيهِۚ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ فَهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ
12
قُل لِّمَن مَّا فِي ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ قُل لِّلَّهِۚ كَتَبَ عَلَىٰ نَفۡسِهِ ٱلرَّحۡمَةَۚ لَيَجۡمَعَنَّكُمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَـٰمَةِ لَا رَيۡبَ فِيهِۚ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ فَهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ
12
جملهى «لاریب فیه»، هم دربارهى قرآن آمده است، هم دربارهى قیامت.
خداوند همان گونه كه بر ما تكالیفى واجب كرده است، وظایفى را هم بر خود مقرّر فرموده؛ از جمله: هدایت كردن: «اِنّ علینا للهدى» 250 ، رزق دادن: «على اللّه رزقها» 251 ، لطف كردن: «كتب على نفسه الرّحمة» 252 و پیروزى وغلبهى دین خدا: «كتب اللّه لاغلبنّ انا و رسلى» 253 ولى شرط بهرهمند شدن از رحمت الهى، رحم به بندگان است. چنانكه در حدیث آمده است: «مَن لایَرْحَم لا یُرحَم» 254
سلمان از پیامبر صلى الله علیه وآله نقل كرده كه فرمود: رحمت خداوند، صد درجه است، یك درجهى آن، منشأ همهى الطاف الهى در دنیا شده است، خداوند در قیامت، با همهى صد درجه رحمت خود با مردم معامله خواهد كرد. 255
قرآن، رحمت الهى را بر همه چیز شامل مىداند: «رَحمَتى وَسعت كلّ شىء» 256 و این رحمت، مصداقهاى فراوان دارد، از جمله:
باران: «ینزّل الغیث من بعد ما قنطوا وینشر رحمته» 257
باد: «یُرسل الرّیاح بُشرىً بین یدى رحمته» 258
شب و روز: «و مِن رَحمته جَعَل لكم اللیل و النّهار» 259
پیامبر: «و ما أرسلناك الاّ رحمة للعالمین» 260
قرآن: «هذا بصائر للنّاس و هُدىً و رحمة» 261
تورات: «كتاب موسى اماماً و رحمة» 262
آزادى: «فأنجیناه و الّذین معه برحمة منّا» 263
علاقه به همسر: «و جعل بینكم مودّة و رحمة» 264
گیاهان و میوهها: «فانظُر الى آثار رحمة اللّه كیف یُحیى الارض بعد موتها» 265
پذیرش توبه: «لاتَقنطوا من رحمة اللّه» 266
254) كنزالعمّال، ج3، ص162 وتفسیر فىظلالالقرآن.
255) تفسیر فىظلالالقرآن.
هستى بر اساس رحمت است و رحمت الهى بر همه چیز و همه جا گسترده است. «كتب على نفسه الرّحمة»
همان گونه كه آفریدههاى خدا در دنیا (مثل باد، باران، روز و شب، گیاهان...) رحمت است، معاد هم رحمت است. «لیجمعنّكم»
دلیل بر پا شدن قیامت، برخوردارى مردم از رحمت است. «كتب على نفسه الرّحمة لیجمعنّكم»
گرچه رحمت الهى گسترده و لازم است، لكن گروهى خود را محروم مىكنند. «خسروا انفسهم»
به جاى استدلال، در پى هوا و هوس بودن و به جاى اولیاى خدا، سراغ طاغوت رفتن و به جاى ایمان و اعتقاد به آخرت، كفر ورزیدن و به جاى تسلیمِ نور، تسلیمِ نار شدن، خسارت عظیم كفّار است. (تمام آیه)