سوره کهف - آیات 105 تا 106 جزء 16 - صفحه 304

    أُوْلَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِـَٔايَـٰتِ رَبِّهِمۡ وَلِقَآئِهِۦ فَحَبِطَتۡ أَعۡمَـٰلُهُمۡ فَلَا نُقِيمُ لَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَـٰمَةِ وَزۡنًا

    105

    ذَٰلِكَ جَزَآؤُهُمۡ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُواْ وَٱتَّخَذُوٓاْ ءَايَـٰتِي وَرُسُلِي هُزُوًا

    106

تفسیر نور
آنان، كسانى‌اند كه به آیات پروردگارشان و دیدار او (در قیامت) كفر ورزیدند، پس كارهایشان تباه ونابود شد. پس ما براى آنان در قیامت، میزانى برپا نخواهیم كرد، (چون كارشان وزن وارزشى ندارد تا نیاز به میزان باشد.) این است كه كیفر آنان دوزخ است، به خاطر كفرى كه ورزیدند و آیات من و فرستادگانم را به مسخره گرفتند.

نکته‌ها
«حَبط»، در لغت آن است كه شكم حیوان به خاطر خوردن گیاه سمّى باد كند و آن را در معرض مرگ قرار دهد كه هر كس مى‌بیند، مى‌پندارد حیوانى سالم و پرگوشت است، در حالى كه در شكم آن باد و خودش مسموم است.

تباه شدن اعمال انسان را نیز از این رو حبط مى‌گویند كه آنان توسط گناهان، مسموم و توخالى و در معرض نابودى قرار گرفته‌اند.

مردم در قیامت سه گروهند:

الف: گروهى كه از خوبى نیاز به میزان ندارند.

ب: گروهى كه از بدى و شقاوت نیاز به میزان ندارند. «فلا نُقیمُ لهم یوم القیامة وزنا»

ج: گروهى متوسّط كه باید عمل‌هایشان محاسبه گردد. «امّا مَن ثَقُلت موازینه. فهو فى عیشة راضیة. و امّا مَن خَفّت موازینه. فاُمّه هاویة»118


118) قارعه، 6 - 9.
پیام‌ها
كفر به خدا، سبب حبط اعمال مى‌شود و هر چه كه پوك شد، وزنى ندارد. «حبطت، فلا نُقیمُ لهم... وزناً»

حقّ، نزد خدا وزن دارد، ولى باطل پوچ و بى‌وزن است. «فلا نُقیم... وزناً»

سرنوشت انسان در گرو اعمال خودش است. «جزائهم... بما كفروا»

سرانجام كفرو مسخره كردن آیات ورسولان الهى، دوزخ است. «بما كفروا و...»