سوره کهف - آیات 37 تا 38 جزء 15 - صفحه 298

    قَالَ لَهُۥ صَاحِبُهُۥ وَهُوَ يُحَاوِرُهُۥٓ أَكَفَرۡتَ بِٱلَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطۡفَةٍ ثُمَّ سَوَّىٰكَ رَجُلًا

    37

    لَّـٰكِنَّاْ هُوَ ٱللَّهُ رَبِّي وَلَآ أُشۡرِكُ بِرَبِّيٓ أَحَدًا

    38

تفسیر نور
دوستش در حالى كه با او گفتگو مى‌كرد گفت: آیا به آن (خدایى) كه تو را از خاك، سپس از نطفه آفرید، آنگاه تو را مردى كامل و تمام اندام قرار داد، كافرشده‌اى؟! ولى من (گویم:) اوست خداوند، پروردگار من و هیچ كس را با پروردگارم شریك نمى‌سازم.

نکته‌ها
«محاوره» به معناى گفتگو و ردّ و بدل كردن كلام و پاسخگویى به یكدیگر است. كلمه‌ى «لكنّا» در واقع، «لكن أنا» بوده است.
پیام‌ها
گفتگو و بحث آزاد میان مكتب‌ها مورد قبول قرآن است. «و هو یُحاوره»

در مقابل ثروتمندان و قدرتمندان، بدون احساس حقارت وبا كمال عزّت، به ارشاد بپردازید. «قال له صاحبه... أكفرت»

گاهى علاقه به مال وثروت، زمینه‌ى كفر انسان به خدا وقیامت است. «انَا اكثر منك... أكفرت بالّذى خلقك»

آنكه به مال و خویشاوندان خود مى‌بالد، علاجش یادآورى اصل خاكى اوست. «انَا اكثر منك ... خلقك من تُرابٍ ثمّ من نُطفة»

انكار معاد، انكار خداست او با گفتن «ما اظنّ السّاعة قائمة» معاد را انكار كرد، ولى صاحبش به او گفت: «أكفرتَ بالّذى خلقك» آیا به خدایى كه تو را آفرید كفرورزیدى؟!

كفر به خدا، جاى تعجّب و شگفتى و توبیخ دارد. «اكفرتَ»

اعتراض به كفّار جایز است. «أكفرتَ» ولى باید همراه با استدلال و نشان دادن راه باشد. «الّذى خلقك من تُراب»

در تربیت وبازداشتن از انحراف دیگران، با استدلال سخن بگوییم. «أكفرت بالّذى خلقك»

در برابر شك و تردید دیگران، مؤمن باید موضع خود را با صراحت اعلام كند. «لكنّا هو اللّه»

تكیه بر غیر خدا، شرك است. «أنا اكثر منك... و لكنّا... لااُشرِك بربّى احدا»

توحید ناب آن است كه همراه با نفى هرگونه شرك باشد. «اللّه ربّى و لااُشرك بربّى احدا»