وَيَوۡمَ نُسَيِّرُ ٱلۡجِبَالَ وَتَرَى ٱلۡأَرۡضَ بَارِزَةً وَحَشَرۡنَـٰهُمۡ فَلَمۡ نُغَادِرۡ مِنۡهُمۡ أَحَدًا
47
وَيَوۡمَ نُسَيِّرُ ٱلۡجِبَالَ وَتَرَى ٱلۡأَرۡضَ بَارِزَةً وَحَشَرۡنَـٰهُمۡ فَلَمۡ نُغَادِرۡ مِنۡهُمۡ أَحَدًا
47
زلزله و لرزش زمین وكوهها. «تَرجُف الارض والجبال»43
حركت و جابجایى. «نُسیّر الجبال»
3- تكّهتكّه شدن وبه صورت ریگ درآمدن. «بُسّت الجبال بَسّاً فكانت هَباءً مُنبثاً»44
44) واقعه،- 6.
كارهاى نیك، در جاهاى بسیار بكار مىآید، از جمله در قیامت كه كوهها نیز به حركت درآیند. «و یوم نسیّر الجبال»45
در سرزمین قیامت و عرصات محشر، هیچ پستى وبلندى وجود ندارد. «ترى الارض بارزةً»
حشر و رستاخیز، حتمى است. «حشرنا» (فعل ماضى، براى آینده آمده است)
قیامت براى همه است و هیچ استثنایى در كار نیست. «فلم نغادر منهم احداً»