و كیست ستمكارتر از آنكه به آیات پروردگارش تذكّر دهند، پس (به جاى پذیرش) از آنها اعراض كند و (گناهان و) دستاورد پیشینهى خویش را فراموش كند؟! البتّه ما بر دلهایشان پردههایى نهادیم تا آیات قرآن را نفهمند و در گوشهایشان سنگینى قرار دادیم كه اگر به سوى هدایتشان فراخوانى، هرگز به راه نخواهند آمد.
نکتهها
«
تذكّر»، رمز آن است كه انسان در عمق روح و فطرت خود، خدا را یافته، لكن از آن غافل شده است و تذكّر براى كنار زدن پردهى غفلت است. حضرت علىعلیه السلام در توصیف انبیا مىفرماید: هدف از بعثت انبیا آن است كه مردم را به وفا كردن به فراموش شدهها یادآورى كنند. «
و یذكّرهم منسىّ نعمته».
61«اَكنّة» جمع «كنان» به معناى پرده و پوشش است.
61) نهجالبلاغه، خطبه 1.
پیامها

بىاعتنایى به آیات الهى و درنگ نكردن در آنها، بزرگترین ستم است. «
و مَن اَظلَم، ذُكّر، اَعرِض، نَسى»
یاد عملكرد بد، زمینهساز توبه و عذرخواهى است و بر عكس غفلت از آن، سبب تیرگى روح و كلید همهى بدبختىهاست. «نَسىَ ما قَدّمت یداه»
كیفر بىاعتنایى به آیات الهى و استهزا و غفلت از گناهان، محروم شدن از درك حقایق است. «فاَعرض... جعلنا»
عذاب الهى تنها در قیامت نیست، گرفتن قوهى درك حقایق، نیز عذاب است. «اَكنّةً أن یفقهوه»
در هدایت مردم، تنها برهان ودلیل كافى نیست، پذیرش مخاطب هم لازم است. «و اِن تَدعُهم الى الهُدى فلن یهتدوا»
راه هدایت، دل نرم و گوش شنواست، وقتى این دو دگرگون شد، حتّى در برابر دعوت شخص پیامبر، هدایتپذیر نمىشود. «فلن یهتدوا اذاً ابداً»