سوره مریم - آیات 54 تا 55 جزء 16 - صفحه 309

    وَٱذۡكُرۡ فِي ٱلۡكِتَـٰبِ إِسۡمَـٰعِيلَ‌ۚ إِنَّهُۥ كَانَ صَادِقَ ٱلۡوَعۡدِ وَكَانَ رَسُولًا نَّبِيًّا

    54

    وَكَانَ يَأۡمُرُ أَهۡلَهُۥ بِٱلصَّلَوٰةِ وَٱلزَّكَوٰةِ وَكَانَ عِندَ رَبِّهِۦ مَرۡضِيًّا

    55

تفسیر نور
و در این كتاب از اسماعیل یاد كن كه او همواره در وعده‌هایش صادق و فرستاده‌اى پیامبر بود. و همواره خاندان خود را به نماز و زكات امر مى‌كرد و پیوسته نزد پروردگارش مورد رضایت بود.

نکته‌ها
مراد از اسماعیل، یا فرزند حضرت ابراهیم است، یا یكى دیگر از پیامبران بنى‌اسرائیل به نام اسماعیل‌بن حزقیل.

همه پیامبران، صادق‌الوعد بوده‌اند، امّا بروز این خصلت در اسماعیل‌علیه السلام بیشتر بوده است.

درباره‌ى رسول خداصلى الله علیه وآله روایت شده است كه آن حضرت با شخصى در كنار كعبه قرار ملاقات داشتند وآن شخص فراموش كرد. حضرت تا سه روز منتظر ماند تا به آن شخص خبر دادند، آن شخص آمد وعذرخواهى كرد.71 همچنین پیامبرصلى الله علیه وآله با كسى وعده گذاشت كه هنگام ظهر او را ملاقات كند، ولى چون او نیامد، حضرت تا غروب منتظر ماند.

صادق‌الوعد بودن، صفتى الهى است، «ان اللّه لایخلف المیعاد»72 وتخلّف در وعده، نشانه‌ى نفاق است. در احادیث مى‌خوانیم: علامت منافق سه چیز است: خیانت در امانت، دروغ در سخن، تخلّف در وعده.73

مقام رضوان و رضایت، بزرگ‌ترین خواسته و هدف انبیا است. «واجعله رب رضیا»74، «وكان عند ربه مرضیّا»75 در حدیث مى‌خوانیم: چون اهل بهشت در بهشت مستقر شوند، خطاب مى‌رسد آیا حاجت دیگرى دارید؟ مى‌گویند: «ربّنا رضاك» پروردگارا! رضاى تو هدف ماست.76


71) تفسیر المیزان.

72) آل‌عمران، 9.

73) تفسیر نورالثقلین.

74) مریم، 6.

75) مریم، 55.

76) تفسیر اطیب‌البیان.

پیام‌ها
تجلیل از بزرگان لازم است. «واذكر فى‌الكتاب اسماعیل»

تجلیل از بزرگان، باید پایدار و عمیق باشد، نه سطحى و زودگذر. «فى‌الكتاب»

ملاك تجلیل باید كمالات معنوى پایدار باشد. «كان صادق الوعد»

وفاى به عهد، از صفات ارزشمند انسانى است. «كان صادق الوعد»

پیامبران، علاوه بر مسئولیّت اجتماعى، مسئولیّت خانوادگى هم دارند. «و كان یأمر اهله»

سفارش به نماز وزكات، از وظایف پدر خانواده است. «وكان یأمر اهله بالصلوة و الزكوة» (با اینكه سفارش به نماز در خانواده‌ها كم وبیش هست، امّا سفارش به زكات نیست.)

امر به نماز و زكات، از مصادیق امر به معروف است. «وكان یأمر»

نماز و زكات، سابقه‌اى بس طولانى دارند. «وكان یأمر ...»

نماز (ارتباط با خالق) و زكات (ارتباط با مخلوق)، از هم جدا نیست. (عبادت بدنى به تنهایى شرط كمال نیست.) «بالصلوة والزكوة»

در امر به‌معروف وتوصیه به نماز، باید از نزدیكان شروع كنیم. «كان‌یأمراهله»

ارشاد و توصیه به نماز باید دایمى باشد. «وكان یأمر ...»