سوره بقره - آیه 3 جزء 1 - صفحه 2

    ٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡغَيۡبِ وَيُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَمِمَّا رَزَقۡنَـٰهُمۡ يُنفِقُونَ

    3

تفسیر نور
(متّقین) كسانى هستند كه به غیب ایمان دارند و نماز را به پاى مى‌دارند و از آنچه به آنان روزى داده‌ایم، انفاق مى‌كنند.

نکته‌ها
قرآن، هستى را به دو بخش تقسیم مى‌كند: عالم غیب115 و عالم شهود. متّقین به كلّ هستى ایمان دارند، ولى دیگران تنها آنچه را قبول مى‌كنند كه برایشان محسوس باشد. حتّى توقّع دارند كه خدا را با چشم ببینند و چون نمى‌بینند، به او ایمان نمى‌آورند. چنانكه برخى به حضرت موسى گفتند: «لن نؤمن لك حتّى نَرى اللّه جهرة»116 ما هرگز به تو ایمان نمى‌آوریم، مگر آنكه خداوند را آشكارا مشاهده كنیم.

این افراد درباره‌ى قیامت نیز مى‌گویند: «ما هى الاّ حیاتنا الدنیا نموت و نحیا و ما یهلكنا الاّ الدّهر»117 جز این دنیا كه ما در آن زندگى مى‌كنیم، جهان دیگرى نیست، مى‌میریم و زنده مى‌شویم و این روزگار است كه ما را از بین مى‌برد.

چنین افرادى هنوز از مدار حیوانات نگذشته‌اند و راه شناخت را منحصر به محسوسات مى‌دانند و مى‌خواهند همه چیز را از طریق حواسّ درك كنند.

متّقین نسبت به جهان غیب ایمان دارند، كه برتر از علم و فراتر از آن است. در درونِ ایمان، عشق، علاقه، تعظیم، تقدیس و ارتباط نهفته است، ولى در علم، این مسائل نیست.


115) غیب به خداوند متعال، فرشتگان، معاد و حضرت مهدى علیه السلام اطلاق شده است.

116) بقره، 55.

117) جاثیه، 24.

پیام‌ها
ایمان، از عمل جدا نیست. در كنار ایمان به غیب، وظایف و تكالیف عملى مؤمن بازگو شده است. «یؤمنون... یقیمون... ینفقون»

اساسى‌ترین اصل در جهان‌بینى الهى آن است كه هستى، منحصر به محسوسات نیست. «یؤمنون بالغیب»

پس از اصل ایمان، اقامه‌ى نماز و انفاق از مهم‌ترین اعمال است. «یؤمنون... یقیمون... ینفقون» (در جامعه‌ى الهى كه حركت وسیر الى اللّه دارد، اضطراب‌ها و ناهنجارى‌هاى روحى و روانى و كمبودهاى معنوى، با نماز تقویت و درمان مى‌یابد و خلأهاى اقتصادى و نابسامانى‌هاى ناشى از آن، با انفاق پر و مرتفع مى‌گردد.)

برگزارى نماز، باید مستمر باشد نه موسمى و مقطعى. «یقیمون الصّلاة» (فعل مضارع بر استمرار و دوام دلالت دارد.)

در انفاق نیز باید میانه‌رو باشیم.118 «ممّا رزقناهم»

از هرچه خداوند عطا كرده (علم، آبرو، ثروت، هنر و...) به دیگران انفاق كنیم. «ممّا رزقناهم ینفقون»119 امام صادق‌علیه السلام مى‌فرماید: از آنچه به آنان تعلیم داده‌ایم در جامعه نشر مى‌دهند.120

انفاق باید از مال حلال باشد، چون خداوند رزق121 هر كس را از حلال مقدّر مى‌كند. «رزقناهم»

اگر باور كنیم آنچه داریم از خداست، با انفاق كردن مغرور نمى‌شویم. بهتر مى‌توانیم قسمتى از آن را انفاق كنیم. «ممّا رزقناهم»


118) ممّا»، (مِن ما) است و یكى از معانى «مِن» بعض است. یعنى بعضى از آنچه روزى كرده‌ایم - نه همه را - انفاق مى‌كنند.

119) در اینگونه موارد كلمه «ما» به معناى هر چیز است.

120) بحار، ج 2، ص 17.

121) رزق»، به نعمت دائمى كه براى ادامه‌ى حیات طبق احتیاج داده مى‌شود، اطلاق مى‌گردد و قید تداوم و به اندازه‌ى احتیاج، آن را از مفاهیمِ احسان، اعطاء، نصیب، اِنعام و حظّ، جدا مى‌كند. التحقیق فى كلمات‌القرآن، ج‌4، ص 114.