وَإِذۡ قُلۡتُمۡ يَـٰمُوسَىٰ لَن نُّؤۡمِنَ لَكَ حَتَّىٰ نَرَى ٱللَّهَ جَهۡرَةً فَأَخَذَتۡكُمُ ٱلصَّـٰعِقَةُ وَأَنتُمۡ تَنظُرُونَ
55
وَإِذۡ قُلۡتُمۡ يَـٰمُوسَىٰ لَن نُّؤۡمِنَ لَكَ حَتَّىٰ نَرَى ٱللَّهَ جَهۡرَةً فَأَخَذَتۡكُمُ ٱلصَّـٰعِقَةُ وَأَنتُمۡ تَنظُرُونَ
55
الف: گروهى برگزیده، كه همراه موسى علیه السلام براى مناجات و شنیدن كلام خداوند به كوه طور آمدند، ولى وقتى گفتگوى خدا و موسى را شنیدند، گفتند: از كجا بدانیم كه این صدا از خداست، باید خدا را با چشم ببینیم تا بپذیریم.
ب: گروه دیگر كه با هارون ماندند، ولى در غیاب حضرت موسى، گوسالهپرست شدند. در سوره اعراف 344 در مورد كسانى كه دیدن خدا را طلب كردند، مىفرماید: «اخذتهم الرجفة» آنها را زمین لرزه گرفت. شاید صاعقهاى كه در این آیه مطرح است، همراه با زمین لرزه بوده و آنها با این صاعقه از دنیا رفتند. چون آیهى بعد مىفرماید: شما را بعد از مرگ دوباره برانگیختیم.
روحیّهى سؤال كنندگان، یكسان نیست. موسى و مردم هر دو تقاضاى دیدن خدا كردند، لكن موسى به نمایندگى از مردم و با ادب گفت: «أرنى»، ولى قوم موسى با تكبّر گفتند: «لن نؤمن لك حتّى نرى اللّه جهرة»، ما هرگز ایمان نخواهیم آورد مگر آنكه خدا را آشكارا ببینیم. لذا خداوند در جواب موسى فرمود: «لن ترانى»، تو هرگز مرا نخواهى دید. امّا در برابر قوم، قهرش را فرستاد.
این آیه پیامبر اسلام را تسلیت و دلدارى مىدهد كه از درخواستهاى بیهوده مردم نگران مباش. زیرا مردم از موسى درخواستهاى خطرناكتر داشتند.
براى گروهى منطق و استدلال و موعظه كافى است، ولى براى گروهى قهر و غلبه لازم است.«فاخذتكم»
اگر خداوند نیست تا او را ببینید، امّا آثار او كه دیدنى است. چرا با دیدن آنها ایمان نمىآورید. «فاخذتكم الصاعقة و انتم تنظرون»