۞ أَفَتَطۡمَعُونَ أَن يُؤۡمِنُواْ لَكُمۡ وَقَدۡ كَانَ فَرِيقٌ مِّنۡهُمۡ يَسۡمَعُونَ كَلَـٰمَ ٱللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُۥ مِنۢ بَعۡدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ
75
۞ أَفَتَطۡمَعُونَ أَن يُؤۡمِنُواْ لَكُمۡ وَقَدۡ كَانَ فَرِيقٌ مِّنۡهُمۡ يَسۡمَعُونَ كَلَـٰمَ ٱللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُۥ مِنۢ بَعۡدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ
75
با وجود دانشمندان لجوج و خطرناك، امیدى به اصلاح جامعه نیست. «أفتطمعون ان یؤمنوا لكم و قد كان...»
در انتقاد، انصاف را مراعات كنیم. همه یهودیان اهل تحریف نبودند. «فریقٌ منهم... یحرّفونه»
به اصلاح عوام فاسد امیدى هست، ولى به اصلاح دانشمند منحرف لجوج، امیدى نیست. «بعد ما عقلوه»
شناخت حقّ، غیر از قبول حقّ است. افرادى حقّ را مىشناسند، ولى حاضر نیستند به آن اقرار كنند. «یحرّفونه من بعد ما عقلوه»
تحریفاتى خطرناكتر است كه كارشناسانه وآگاهانه باشد. «یحرّفونه من بعد ماعقلوه»
جاهلِ مقصّر، مورد تهدید است نه جاهل بى خبر. «من بعد ما عقلوه»
تحریف، گناه علما و دانشمندان است. «یحرّفونه من بعد ما عقلوه و هم یعلمون»