فَأَخۡرَجَ لَهُمۡ عِجۡلًا جَسَدًا لَّهُۥ خُوَارٌ فَقَالُواْ هَـٰذَآ إِلَـٰهُكُمۡ وَإِلَـٰهُ مُوسَىٰ فَنَسِيَ
88
فَأَخۡرَجَ لَهُمۡ عِجۡلًا جَسَدًا لَّهُۥ خُوَارٌ فَقَالُواْ هَـٰذَآ إِلَـٰهُكُمۡ وَإِلَـٰهُ مُوسَىٰ فَنَسِيَ
88
أَفَلَا يَرَوۡنَ أَلَّا يَرۡجِعُ إِلَيۡهِمۡ قَوۡلًا وَلَا يَمۡلِكُ لَهُمۡ ضَرًّا وَلَا نَفۡعًا
89
بنىاسرائیل نیندیشیدند كه اگر گوساله قابل پرستیدن است، خود سامرى كه سازندهى آن است به طریق اولى قابل پرستش است.
هنر در اختیار افراد منحرف، همچون تیغ در كف زنگى مست، مهلك و خطرناك است همچون گوسالهى سامرى. «القى السامرى»
مجسمهسازى، ذوب فلزات وریختهگرى، سابقه طولانى دارد. «عجلاًجسداً»
بزرگترین خطرى كه هر امّت و انقلابى را تهدید مىكند، ارتجاع، ارتداد و انحراف فرهنگى و عقیدتى است. «هذا الهكم»
فطرت همهى انسانها بر خداپرستى است، انبیاعلیهم السلام راه صحیح و معبود واقعى را نشان مىدهند، امّا سامرىها، كج راهه و گوسالهها را. «هذا الهكم»
اگر بزرگان و رهبران قوم با تهمت خراب شوند، راه براى خراب كردن دیگر افراد هموار مىشود. «و اله موسى»
نتیجهى فراموش نمودن احكام و دستورات الهى و جداشدن از رهبران دینى، انحراف و بدعاقبتى است. «فنسى» (مىگویند: سامرى از یاران موسى علیه السلام بود كه تعهّدات خویش را در قبال او فراموش كرد.)108
راه ومكتب انبیا، استدلالى ومنطقى است. «أفلا یرون... لایملك لهم نفعاً و لا ضرّاً» (عقل مىگوید كه معبود انسان باید قدرت جلب منفعت را براى انسان و دفع شرور را از او داشته باشد.)