لَوۡ كَانَ فِيهِمَآ ءَالِهَةٌ إِلَّا ٱللَّهُ لَفَسَدَتَاۚ فَسُبۡحَـٰنَ ٱللَّهِ رَبِّ ٱلۡعَرۡشِ عَمَّا يَصِفُونَ
22
لَوۡ كَانَ فِيهِمَآ ءَالِهَةٌ إِلَّا ٱللَّهُ لَفَسَدَتَاۚ فَسُبۡحَـٰنَ ٱللَّهِ رَبِّ ٱلۡعَرۡشِ عَمَّا يَصِفُونَ
22
سؤال: اگر خدایىیكتا در مصدر امور است،پس تضادهاى موجود براى چیست؟
پاسخ: اگر بشود نام آنها را تضادّ گذاشت، باید گفت از نوع تضادّ دو لبهى قیچى و یا دو كفّهى ترازوست كه تحت یك تدبیر و براى انجام یك هدف صورت مىپذیرد و یا مثل حركت متضادّ دو دست یك انسان براى فشار دادن پارچهاى است كه مىخواهد آب آن را بگیرد مىباشد.
هشامبن حَكَم از امام صادقعلیه السلام پرسید: دلیل یكتایى خداوند چیست؟ حضرت فرمود: «اتّصال التّدبیر وتمام الصنع كما قال اللّه عزّوجلّ: «لوكان فیهما...»» پیوستگى و انسجام تدبیر جهان وكامل بودن آفرینش، دلیل وحدانیّت اوست.19
این آیه در پاسخ كسانى است كه براى هر چیز و هر امرى، ربّ، مدبر و خدایى قائل بودند و لذا فرمود: «ربّ العرش» یعنى پروردگار همه هستى، اللّه است.
خداى آسمانها و زمین یكى است. «فیهما» بر خلاف مشركین كه براى هر كدام از آسمانها و زمین، ربّى قائل بودند، قرآن پروردگار همه را یكى مىداند. «و هوالّذى فى السماء اله و فى الارض اله»20
تعدّد در مدیریّت، مایهى از هم پاشیدگى و فساد است. «آلهة - لفسدتا»
به هنگام ذكر سخن باطل، تنزیه خداوند لازم است. «لوكان فیهما - فسبحان اللّه»
تسبیح خداوند باید پس از آگاهى و بر اساس استدلال و منطق باشد نه كوركورانه و از روى لقلقهى زبان. «لوكان فیهما - فسبحان اللّه» (اوّل استدلال شد كه اگر دو مدیریّت بود هستى به فساد كشیده مىشد سپس تسبیح خدا آمد. «سبحان اللّه عمّا یصفون»)