سوره انبیاء - آیه 24 جزء 17 - صفحه 323

    أَمِ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةً‌ قُلۡ هَاتُواْ بُرۡهَـٰنَكُمۡ‌ هَـٰذَا ذِكۡرُ مَن مَّعِيَ وَذِكۡرُ مَن قَبۡلِي‌ۚ بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ ٱلۡحَقَّ‌ فَهُم مُّعۡرِضُونَ

    24

تفسیر نور
آیا آنها (كافران) بجاى خداوند (یكتا) خدایان دیگرى را گرفته‌اند؟ (پس به آنان) بگو: دلیل‌تان را بیاورید. این (قرآن) یادنامه‌ى پیروان من و یادنامه كسانى است كه پیش از من بوده‌اند (كه همه بر نداشتن شریك براى خداوند اتفاق كلمه دارند) امّا اكثر مردم، حقّ را نمى‌دانند، پس (از آن) روى گردانند.

نکته‌ها
على‌علیه السلام فرمود: همانا با نزول قرآن به پیامبر، علم پیامبران پیشین و علم اوصیا و علم آنچه كه تا قیامت رخ مى‌دهد، داده شده است. آنگاه حضرت این آیه را تلاوت كرد كه خداوند به پیامبرش مى‌گوید:25 «هذا ذكر مَن معى و ذكر مَن قبلى...» بنابراین قرآن، حاوى علم ما كان و ما یكون است.
25) تفسیر فرات، ص 261.
پیام‌ها
هر كس از خداوند واحد دور شود، در دام خدایان متعدّد مى‌افتد. «أم اتّخذوا من دونه آلهة»

پیامبر باید با مردم برخورد استدلالى كند واز آنان برهان بخواهد. «قل هاتوا برهانكم»

توحید، داراى دلیل است، «لوكان فیهما...» امّا شرك هیچ دلیلى ندارد.26 «هاتوا برهانكم»

در اصول عقاید نمى‌توان تقلید كرد. «هاتوا برهانكم»

توحید پیام تمام كتب آسمانى است. «ذكر مَن معى وذكر مَن قبلى»

كتب آسمانى مایه زنده شدن فطرت خفته و یادآور دانسته‌هاى فراموش شده است. «ذكر من معى و ذكر من قبلى »

در فضاى جهل، نه اقبال اكثریّت ارزش دارد و نه اعراض آنها. «اكثرهم لا یعلمون الحقّ فهم معرضون»


26) چنانكه در آیه دیگر مى‌خوانیم: «و من یدع مع اللّه الهاً آخر لا برهان له» مؤمنون، 117.