سوره انبیاء - آیات 51 تا 54 جزء 17 - صفحه 326

    ۞ وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَآ إِبۡرَٰهِيمَ رُشۡدَهُۥ مِن قَبۡلُ وَكُنَّا بِهِۦ عَـٰلِمِينَ

    51

    إِذۡ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوۡمِهِۦ مَا هَـٰذِهِ ٱلتَّمَاثِيلُ ٱلَّتِيٓ أَنتُمۡ لَهَا عَـٰكِفُونَ

    52

    قَالُواْ وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا لَهَا عَـٰبِدِينَ

    53

    قَالَ لَقَدۡ كُنتُمۡ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُمۡ فِي ضَلَـٰلٍ مُّبِينٍ

    54

تفسیر نور
و همانا ما پیش از این، ابراهیم را به رشد و كمال خود رساندیم، و (البتّه) ما به (شایستگى‌هاى) او آگاه بودیم. آن زمان كه به پدرش (عمویش) و قومش گفت: چیست این (صورت‌ها و)مجمسه‌هاى بى‌روحى كه شما همواره آنها را پرستش مى‌كنید؟ (آنان در پاسخ) گفتند: ما پدرانمان را بر پرستش آنها یافته‌ایم! (ابراهیم) گفت: به تحقیق كه شما و پدرانتان در گمراهى آشكار بوده و هستید!

نکته‌ها
در آیات گذشته، سخن پیرامون تورات و قرآن بود، امّا در این آیه خداوند مى‌فرماید: فرستادن پیامبران و كتب آسمانى، مسئله جدیدى نیست و ما پیش از اینها نیز در زمان ابراهیم علیه السلام برنامه‌ى دعوت منحرفان را داشتیم.

با نگاهى به تاریخچه‌ى بت‌پرستى، به دست مى‌آید كه ساختن مجسّمه در ابتدا، جنبه‌ى یادبود بزرگان را داشته كه تدریجاً حالت قداست به خود گرفته و به صورت پرستش آنها درآمده است.52

كلمه‌ى «تماثیل» جمع «تمثال» به معناى مجسّمه‌هاى بى‌روح است.


52) تفسیر نمونه.
پیام‌ها
انبیا پیش از مبعوث شدن، مورد توجّه خداوند هستند. «من قبل وكُنّا به عالمین»

رشد واقعى آن است كه انسان را به یكتاپرستى برساند. «رشده... اذ قال لابیه...»

حضرت ابراهیم خود آمادگى پذیرش رشد را داشت. «رشده» و نفرمود: «رشداً». (استعدادها وظرفیت‌هاى وجودى انسان‌ها براى رشد متفاوت است)

در نهى از منكر، شرط سنّى وجود ندارد. «قال لابیه»

نهى از منكر را از نزدیكان خود شروع كنیم. «قال لابیه»

در نهى از منكر، تعداد ملاك نیست، گاه مى‌بایست یك نفر در مقابل یك گروه قرار گیرد. «قال لابیه و قومه»

در نهى از منكر، ابتدا به نهى از بزرگ‌ترین منكرات بپردازیم. «قال ما هذه التماثیل»

یكى از شیوه‌هاى موفّق در نهى از منكر، مخاطب قرار دادن وجدان‌هاست. «ما هذه التماثیل»

باطل‌ها و منكرات را تحقیر كنیم. «ما هذه التماثیل»

در نهى از منكر، مردم را از شخصیّت و كرامت انسانى‌شان آگاه سازیم. «انتم لها عاكفون» و نفرمود «تعكفونها»

جلوه رشد در مبارزه با خرافات و ترك آن است. «رشده اذقال ...»

پدران، زمینه‌ساز انحرافات نسل خود هستند. «وجدنا آبائنا»

رفتار نیاكان در تربیت فرزندان مؤثر است، هرچند برآن سفارش هم نكنند. «وجدنا آبائنا»

تقلید كوركورانه وتعصّب كور بر رفتار نیاكان، مذموم و ممنوع است. «وجدنا آبائنا انتم و آبائكم»

در نهى از منكر، خجالت كشیدن، كنایه‌گویى و رودربایستى، جایگاهى ندارد. «انتم و آبائكم فى ضلال مبین»

نه قدمت و نه كثرت، هیچكدام دلیلى بر حقّانیت نیست. «انتم و آبائكم فى ضلال مبین»

در عقائد باید تكیه‌گاه استدلال باشد نه راه نیاكان. «وجدنا آبائنا... آبائكم فى ضلال مبین»

گمراهى، درجاتى دارد. «ضلال مبین»