حُنَفَآءَ لِلَّهِ غَيۡرَ مُشۡرِكِينَ بِهِۦۚ وَمَن يُشۡرِكۡ بِٱللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ ٱلسَّمَآءِ فَتَخۡطَفُهُ ٱلطَّيۡرُ أَوۡ تَهۡوِي بِهِ ٱلرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ
31
حُنَفَآءَ لِلَّهِ غَيۡرَ مُشۡرِكِينَ بِهِۦۚ وَمَن يُشۡرِكۡ بِٱللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ ٱلسَّمَآءِ فَتَخۡطَفُهُ ٱلطَّيۡرُ أَوۡ تَهۡوِي بِهِ ٱلرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ
31
«خَطَف» به معناى ربودن سریع و «سَحیق» به معناى دور است.
توحید، به همه چیز ارزش مىدهد و شرك، ارزش را از بهترین موجودات سلب مىكند. هُدهُد - كه به پروردگار جهان، ایمان داشت - به خاطر سوز و علاقهاى كه براى هدایت مردم مشرك داشت، به جایى رسید كه واسطه هدایت یك منطقه شد ولى انسان به خاطر شرك، طورى سقوط مىكند كه خوراك پرنده مىشود.
مثالهاى قرآن، در هیچ زمان و مكانى كهنه نمىشود، هم طبیعى است و هم قابل فهم. «كانّما خَرّ منالسماء»
جز خدا به هر قدرتى وصل شویم، پایانش سقوط است، حتّى ابرقدرتها. «ومَن یُشرك... خَرّ من السماء»
شرك، از هیچ كس بخشوده نیست. «و مَن یُشرك»
توحید و اخلاص، مانند حضور در آسمان است و شرك، همچون سقوط از آسمان و طعمه پرندگان شدن. «خَرّ منالسماء»
میان جدا شدن از خدا و سقوط كردن و طعمه صیّادان شدن، لحظهاى فاصله نیست. «فَتَخطَفُه» (حرف فاء و كلمهى «خطف»)
مقدّسترین كارها (طواف)، در مقدّسترین مكانها (مسجدالحرام) و در مقدّسترین ایّام (عید قربان)، اگر با اخلاص همراه نباشد، عاقبتش سقوط است نه رشد. «ومَن یُشرك... خَرّ من السماء»
اخلاص، انسان را در برابر بادها و طوفانها بیمه ونداشتن اخلاص انسان را در مسیر طوفانها قرار مىدهد.«او تَهوى به الرِّیح»
شرك، گرچه كم یا در یك لحظه باشد، هیچ سرمایهاى را باقى نمىگذارد. «خَرّ من السماء - فى مكان سَحیق»